است ، آن جز بواسطهء تصرّفات وساوس شيطانى و مرادات هواجس نفسانى نيست . از جملهء هفتاد هزار حجاب كه فرموده است - صلوات اللّه و سلامه عليه - اين بيست و هشت هزار باشد « 2 » . و بيست و هشت هزار ديگر بواسطهء صفات قلبى و روحى « 3 » انسانى در پيش افتاده است ؛ بدانكه اين مجموع از جملهء حجب نورانى باشد . و اين پنجاه و شش هزار حجاب ظلمانى و نورانى كه بتقرير تحرير افتاد ، از وجود انسانى بيرون نيست :
اگر افتد حجابى اندرين راه * يقين دان كان حجاب از ماست امروز « 6 »
امّا چهارده هزار حجاب ديگر آنست كه از صفات بشريّت بيرونست ، و آن جز بواسطهء غيرت عزّت « 8 » - عزّ اسمه - در پيش نيفتاده است .
( 6 ) هركه خواهد كه ظاهر اين علم وى را معلوم شود ، ببايد دانست كه منازل و مراحل طريقت پنج است ، و در هر يكى على حده چهارده هزار حجاب از نور و ظلمت بر راهست ، كه ارتفاع آن جز بواسطهء سير و سلوك دست ندهد .
( 7 ) و سير و سلوك بىتجريد و تفريد ميسّر نشود ؛ و تفريد عبارت باشد از تجريد باطن . و ازينجاست كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - اصحاب را مىگفت « سيروا ! سبق المفرّدون . قالوا و ما المفرّدون يا رسول اللّه ؟ قال الّذين استهتروا بذكر اللّه » . « 14 » پس همچنان كه فعل غير فاعل باشد ، استهتار ذكر غير ذكر باشد ؛ يعنى آن معنى كه در ضمن كلمهء « لا إله إلّا اللّه » « 16 » وديعت نهادهاند ، در باطن هر كه نفوذ كند ، وى مفرّد باشد ؛ از بهر آنكه دو صفت ذاتاند كه ما خداوند آن « 17 » را بدان ياد مىكنيم : يكى مىگوئيم « يا « 18 » واحد ! » يعنى اى خداوند پاك [ كه ] ترا نظير نيست ، و دوم مىگوئيم « يا احد ! » يعنى
هامش
( 2 ) ( 2 ، 3 ) - اين بيست و هشت هزار باشدL: بيست و هشت هزار ظلمانى باشدN- -
( 3 ) - روحىN: روحL- -
( 6 ) - بحر هزج
- -
( 8 ) - عزتN: -L- -
( 14 ) - استهترواL:
يهترونN- - بذكر : لذكرL N- -
( 16 ) - اللّهL: + است وN- -
( 17 ) - خداوندان راL:
خداوند راN- -
( 18 ) ( 17 ، 18 ) - يكى مىگوئيم . . . . دوم مىگوئيمL: -N