بنابراين ، « حجاب » يا هستى بطور كلى هم نشاندهنده حق و هم جداكننده از حق است .
« اما هر كسى محجوب هستى خوداند ، چون از خودى خود بيرون مىآيند ، همه اوست ، باقى همه نيست » ( كاشف ، فصل 72 ) . البته مخفى نيست كه اين سخن با فكرت « وحدت وجود » بسيار شباهت دارد ، ولى اگر با دقت نظر كنيم عرفان اسفراينى بيشتر « شهودى » است تا « وجودى » . اين نتيجه بخصوص از تفسير او بر قول مشهور « ليس فى الوجود غير اللّه » ( كاشف ، فصل 85 ) برمىآيد ، يعنى تفسير شيخ مجد الدين بغدادى ( ر . ك . پاورقى ترجمه فرانسه ش 123 ) يكى از پايهگذاران مكتب « وحدت شهود » .
در پايان از دوست عزيز و ارجمند آقاى دكتر مهدى محقق استاد دانشگاه تهران و رئيس دانشكده دماوند و مدير سلسلهء دانش ايرانى ، كه اين كتاب بدون علم و كمك ايشان به وجود نمىآمد بسيار سپاسگزارم .
تهران 2 آبان ماه 1358
هرمان لندلت
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة مقدمه 14
مساهمون: نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
صمقدمه ١٤