ص 230 ب 5092 ، تا دلت گردد ميان اصبعين . . . اشاره به حديث : قلب المؤمن بين الاصبعين من اصابع الرحمن يقلبه كيف يشاء ، ر ك شرح ص 191 ب 4163
ص 230 ب 5101 ، گفت اذا احببت عبدا ذو المنن . . . اشاره به حديث : . . . ما يزال عبدى يتقرب الى بالنوافل حتى احبه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و يده التى يبطش بها و رجله التى يمشى بها و ان سالنى لاعطينّه . . . ر ك شرح ص 119 ب 2527
ص 232 س 5 ، المؤمنون لا يموتون ، عبد اللطيف عباسى در لطائف معنوى ص 169 اصل حديث را چنين ذكر كرده : الا ان اولياء الله لا يموتون بل ينقلبون من دار الى دار ، مولوى گويد :
چون كراهت رفت خود آن مرگ نيست * صورت مرگ است نقلان كرد نيست
دفتر سوم
سلطان ولد در ص 419 ربابنامه ، تصحيح دكتر على سلطانى ، در تفسير اين حديث چنين گويد : . . .
مىفرمايد كه مؤمنان را مرگ نيست بلكه از سرايى به سرايى نقل مىكنند هركه از حجرهيى به سرايى نقل كند يا از ديهى به شهرى رود آن را مرگ نگويند .
در مقالات شمس بعد از نقل سخن فيلسوف در تفسير عذاب قبر ، با اين حديث از پيامبر به او چنين جواب مىدهد : چنان كه مصطفى مىفرمايد . صلى الله عليه و سلم ، كه : المؤمنون لا يموتون بل ينقلبون .
پس نقل دگر بود و مرگ دگر بود . مثلا اگر تو در خانهاى تاريك باشى و تنگ ، نتوانى تفرج كردن روشنايى را در او ، و نتوانى كه پاى دراز كنى نقل كردى از آن خانه به خانه بزرگ و سراى بزرگ كه درو بستان باشد و آب روان ، آن را مرگ نگويند .
ص 233 ب 5141 ، گفت
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا
خدا . . . ر ك شرح ص 24 س 3
ص 242 ب 5368 ، حق صفى را بهر اين ارسال كرد . . . ، صفى : برگزيده ، لقب آدم ابو البشر ، در زيارت وارث مىخوانيم : السلام عليك يا وارث آدم صفة الله و در قرآن :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً . . .
ص 243 ب 5370 ، گفت انى جاعل اندر نبى . . . اشاره به ى 30 س 2 ، بقره :
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ