ص 214 س 9 و ب 4717 ، نوم العالم خير من عباده الجاهل ، اين حديث به صور ديگر در كتب حديث آمده است : از جمله نوم العالم عباده و نفسه تسبيح ( كنوز الحقائق ص 140 ) همچنين :
نوم على علم خير من صلاة على جهل ( جامع صغير ج 2 ص 187 ، كنوز الحقائق ص 140 ) . مولوى :
خواب بيدارى است چون با دانش است * واى بيدارى كه با نادان نشست
دفتر دوم مثنوى
نوم عالم از عبادت به بود * آنچنان علمى كه مستنبه بود
دفتر ششم
ص 214 ب 4721 ، مص 2 ، كل گشاد بندش از رب الفلق . . . مأخوذ از ى 1 س 113 ، فلق ،
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ :
بگو پناه برم به پروردگار بامداد ( شكافنده صبح )
ص 215 ب 4750 ، ما عرفناك بگفته مصطفى . . . اشاره به سخن رسول اكرم ( ص ) كه فرمود : ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك ، ( صورت حديث را با اين الفاظ در كتب حديث نديدم ) سعدى در ديباچه گلستان اين مطلب را چنين ذكر مىكند : عاكفان كعبه جلالش به تقصير عبادت معترف كه ما عبدناك حق عبادتك و واصفان حليه جمالش به تحير منسوب كه ما عرفناك حق معرفتك
گر كسى وصف او ز من پرسد * بيدل از بىنشان چگونه باز
عاشقان كشتگان معشوقند * برنيايد ز كشتگان آواز
ديباچه سعدى به تصحيح محمد على فروغى ، ص 29 ، سنايى در حديقه ص 72 همين مطلب را دارد :
وانكه او دست و پاى را داند * او چگونه خداى را داند
انبيا عاجزند ازين معنى * تو چرا هرزه مىكنى دعوى
ص 216 ب 4761 ،
گشته غرقه اندر آن وصل عجب * * گفت در من نيست چيزى غير رب ،
مقتبس است از سخن معروف بايزيد ، كه مىگفت : ليس فى جبتى سوى الله ، غير از خدا كسى در زير قباى من نيست .
ص 218 و ب 4816 - 4818 مرادش از يمن ويس قرن بود . . . اويس : عارف مشهور ، كه براى