گفت قايل در جهان درويش نيست * ور بود درويش آن درويش نيست
هست از روى بقاى ذات او * نيست گشته وصف او در وصل هو
دفتر سوم
در فقيرى كوس تم الفقر فهو الله بزن * در فقيهى پاك باش از انهم لا يفقهون
ديوان
ص 166 س 21 ، من ايقن بالخلف جاد بالعطية ، در مجموعه امثال جزو احاديث نبوى و در نهج البلاغه منسوب به مولاى متقيان على عليه السلام ذكر شده است . شرح نهج البلاغه ج 4 ص 308 ، مولوى در دفتر دوم چنين مىسرايد :
گفت پيغمبر كه هركس از يقين * داند او پاداش خود در يوم دين
كه يكى را ده عوض مىآيدش * هر زمان جودى دگرگون زايدش
- گفت پيغمبر كه جاد فى السلف * بالعطية من تيقن بالخلف
« دفتر سوم »
ص 168 ب 3616 مص 2 ، راه نبود جز شه ما زاغ را . . . ماخوذ از ى 17 س 53 نجم :
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
، نلغزيد ديده و نه سركشى كرد . در اين آيه موضوع پيامبر اكرم ( ص ) مطرح شده است و سلطان ولد هم در چند بيت همين مطلب را اشاره مىكند . شه ما زاغ : استعاره از براى پيامبر اكرم است .
ص 169 ب 3634 ، نى كه دنيا را لعب فرمود حق . . . اشاره به ى 36 س 47 ، محمد :
إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ،
جز اين نيست كه زندگانى دنيا بازى و هوسرانى است . اين مطلب در آيات ديگر قرآن بيان شده است ، از جمله : 32 / 6 - 64 / 29 - 20 / 57
ص 169 ب 3655 ، اين قدر هم كارض دارد از نبات * ز آسمان است آن نوا و آن حيات ، اشاره است به اعتقاد قدما كه مىگفتند : مواليد ثلاثه از ازدواج آباء علوى با امهات سفلى به وجود آمدهاند .
ص 170 ب 3679 ،
أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ
گفت حق : اشاره به ى 261 س 2 ، بقره :
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ،
مثل آنان كه بخشند مال خود را در راه خدا مانند دانه است كه بروياند هفت خوشه در هر خوشه صد دانه . . .