چو در دوستى مخلصم يافتى * عنانم ز صحبت چرا تافتى
بگفتا فراتر مجالم نماند * بماندم كه نيروى بالم نماند
حديث معراج :
فلما بلغ سدرة المنتهى فانتهى الى الحجب فقال جبرئيل تقدم يا رسول الله ليس لى ان اجوز هذا المكان و لو دنوت انملة لاحترقت ، بحار ج 6 باب 33 ، شرح تعرف ج 2 ص 44
ص 28 ب 493 ، كلموا الناس على قدر العقول . . . ماخوذ است از روايتى از قول پيامبر بدين مضمون : نحن معاشر الانبياء امرنا ان نزل الناس منازلهم و نكلمهم على قدر عقولهم ( احياء العلوم ، چاپ مصر ، ج 1 ص 63 )
مولوى همين بيان را دارد :
از پى تعليم آن بسته دهن * از زبان خود برون بايد شدن
در زبان او ببايد آمدن * تا بياموزد ز تو او علم و فن
پس همه خلقان چو طفلان ويند * لازم است اى پير را در وقت پند
دفتر دوم
چونكه با كودك سروكارم فتاد * پس زبان كودكى بايد گشاد
دفتر چهارم
- كلموا الناس على قدر عقولهم لا على قدر عقولكم ، گفت نبوت چه باشد ؟ حقيقت نبوت چيست ؟
در نبوت چگونه بسته شد ؟ مگر كه آدميان نماندند ؟ گفت : اباحت چه باشد ؟ گفت همين ، كلموا الناس على قدر عقولهم . مقالات شمس ج 1 ص 297
ص 34 ب 620 ، نااميدى كفر باشد اى فقير . ماخوذ از ى 87 س 12 ، يوسف :
وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ :
و نوميد نشويد از روح خدا ، همانا نوميد نشوند از روح خدا جز گروه كافران
ص 34 س 21 ، من اراد ان يجلس مع الله فليجلس مع اهل التصوف ، حديث منسوب به پيامبر اكرم ( ص ) است . سيوطى آن را با مختصر تفاوت در اللآلى المصنوعة ج 2 ص 264 نقل كرده و از موضوعات شمرده است .