تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 22

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ٢٢
ولد مانند پدرش اين جهان و اسباب آن را جهان هستى مىداند و متافيزيك و ملكوت را جهان نيستى ، به اين اعتبار كه فرد مىبايد از خود نيست شود و در آن عالم موجودات از خود نيست گشته‌اند . ر ك . ب 5677 به بعد :
قطره دريا شد چون در وى رفت باز * شد نيازش سر به سر خوبى و ناز بعد از آن قطره‌ش مگو درياش خوان * بر همه اسرار دل بيناش دان قطره عين بحر گردد چون رسد * اندر آن درياى رحمت بىحسد نعت او گردد انا الحق آشكار * چون ز خود بگذشت و شد حق را شكار . . .
و معتقد است كه نيك و بد لاحق است به لطف حق تعالى ، ر ك . ب 826 - 827 .
رحمت من بر غضب چون سابق است * نيك و بد آخر به لطفم لاحق است بلكه قهر از لطف و مهر است اين بدان * تا شوى پاك از گناه و جنس آن
و مهم‌ترين مطلب اينكه به ظاهر شريعت هم توجه زيادى دارد و حسن عاقبت را به صوم و صلاة و ذكر و دعا و ندبه به درگاه خداوند مىداند اين معنى فراوان مورد توجه ولد بوده است . از جمله ب 2945 به بعد و 3522 به بعد :
- گريه و زارى و ناله پيش گير * نوش دنيا را سراسر نيش گير - در نماز و ذكر و روزه مىفزا * تيغ زن بر نفس كافر در غزا - روز و شب مردانه با وى جنگ كن * بيخ شومش را بكن كلى ز بن
توجه به تعداد كاربرد كلمه مصطفى و ابليس - در فهرست اعلام - خود نشانه توجه به همين مطلب است . با وجودى كه كلمه پيامبر ، پيغمبر در فهرست محاسبه نشده است ، 59 بار نام مبارك رسول اكرم و 25 بار نام ابليس رجيم در متن آمده است . همچنين شعر خود را تفسير قرآن مىداند ر ك . ب 4551 به بعد :
هست اين تفسير قرآن مجيد * زان مكرر مىشود وعده و وعيد جمله قرآن را ز اول تا اخير * درج در وى هم بشير و هم نذير

ارزش ادبى انتهانامه

انتهانامه يك مثنوى عرفانى است و اصولا در اين‌گونه كتب هيچ‌گاه هدف اصلى هنرنمايى ادبى نيست بلكه بيان مطالب درونى و سوزهاى عارفان است و راهنمايى براى سالكان ، به همين جهت در اين‌گونه آثار غث و سمين يافت مىشود . ما نمىتوانيم از ولد انتظار داشته باشيم كه مانند پدرش شعر