مىدهند . آقاى دكتر على سلطانى گرد فرامرزى بحث مبسوطى در همين موضوع با تكيه بر شواهدى از ربابنامه در مقدمه كتاب آوردهاند ( ص : هفتاد و دو الى صد و هفت ) ، كه ما را از تكرار مجدد آن بىنياز مىكند . درين بخش فقط به بعض از نظرات او اشاره مىكنيم .
- او از آن صوفيانى است كه جنبه مثبت در نظرات او فراوان است از جمله اينكه بحث غالب مربوط به ابشار و انذار است ، هر دو باهم ، ليكن با ذوق عرفانى و بيان اصطلاحات صوفيه .
تلاش زيادى در تصوير جهنم و بهشت دارد و مثل كسى كه آنجا را ديده و اطلاع كامل دارد سخن مىگويد و انذار مىدهد از جمله ب 2925 به بعد :
وان كسى كز بندگى سر را بتافت * از شقاوت سوى حضرت ره نيافت
ماند محروم از چنان اقبال او * جمع كرد آثام بر خود تو به تو
در سقر باشد مقامش عاقبت * نقل او حسرت بود در آخرت
نيك را نيكى رسد بد را بدى * بر همه عالم ز عدل ايزدى
صدر جنت شد سراى صالحان * قصر دوزخ شد سراى صالحان
بهر خود عاقل چنين چاهى كند * و اندر آن خود را نگونسار افكند
من چه گويم اينچنين ادبار را * كو به پاى خود رود سوى بلا
گر سرانجام خودش ديدى عيان * حلق خود را مىبريدى در زمان
خويش را كشتى و رستى از عذاب * جسم را از بهر جان كردى خراب
بر دريدى زهرهاش از ترس آن * محو گشتى زو پريدى عقل و جان
گرچه كُه بودى ز هيبت كه شدى * چون از آن رنج و بلا آگه شدى . . .
و معتقد است به اينكه بهشت و دوزخ نتيجه افعال آدمى است مثلا ر ك . ب 2361 - 2364 ،
تا بنالى دايم از كردار خود * تا بسوزى اندرون نار خود
زانكه تو افروختى اين نار را * بر سر خود خود نهادى بار را
از تو زاييد اين نعيم و اين جحيم * كشتزار توست هر دو اى سليم
تخم طاعت بر دهد حور و جنان * تخم معصيت شود دوزخ عيان
از آن دسته عرفا نيست كه بىجهد انتظار رزق و قرب داشته باشد ر ك . متن ص 155 / همچنين ص 315 متن .
و معتقد است كه اعتقاد سالم نتيجه طاعات است ب 4308 به بعد ، عمل را گرامى مىدارد همراه با اعتقاد ب 4344