نماز تمام بگزارد . چون از نماز فارغ شد ، از آن عزيز پرسيدم كه حال چون بود ؟ گفت : چون به نماز مشغول بودم ، در خاطرم آمد كه شريف موضعى است كه ايستادهام : از اين طرف شيخ كبير روزبهان ، و از آن طرف شيخ الاسلام در اين تفكر بودم ، رباط را نديدم ، خود را در ميان درگاه كعبه و ناودان زرين كه آن را ملتزم خوانند ديدم ، بيفتادم . چون شيخ فخر الدين اللّه اكبر گفت : باهوش آمدم . و بيشتر اكابر چون به زيارت شيخ حاضر شوند ، بين القبرين نماز كنند و حاجت طلبند ، و از آنجا اثرها يافتهاند .
مؤلف اين كتاب چنين گويد : كه پدرم شيخ الاسلام ، اگرچه بر دوام بر سر تربت شيخ بودى ، بلى در روزهاى سهشنبه بيشتر اوقات اقامت در رباط ساختى و عبادت كردى ، به تخصيص بين الصلاتين . روزى از خدمتش سؤال كردم كه روز سهشنبه بيشتر اوقات اقامت در رباط فرمودى به كثرت عبادت در سر تربت شيخ ، موجب چيست ؟ جواب فرمود كه :
روزى يكى از مشايخ كبار يافتم و استمداد همتى از وى مىكردم ، چنين فرمود كه : روزى مرا مهمى روى نمود ، و به مزارهاى متبرك مىرفتم ، و خلوت مىآوردم ، هيچ گشايشى پيدا نمىشد . روزى هاتفى از غيب گفت : اى فلانى اگر مىخواهى كه كارت برآيد ، روز سهشنبه به زيارت شيخ روزبهان رو ، و بر سر تربت او سورة الصف برخوان ، و هر حاجتى كه دارى بخواه ، كه حاجتت برآيد . [ چنان كردم ، آن مهم كفايت شد ، و آن حاجت برآمد ] اين ضعيف چون اين حكايت بشنيد از خدمت پدرم ، در ماه رمضان روز سهشنبه نقل اين حكايت رفت بر سر منبر . از آن سال باز خلق رغبت مىنمايند و از پيشين تا نماز ديگر در سر روضهء شيخ حاضر مىشوند ، و به قرآن خواندن و ديگر عبادت كردن مشغول مىشوند . و آن را اثرى عظيم است . و از معتبران شنيدم كه به هر مهمى آمدند حق - جلّ و علا - آن را كفايت كرد .
عزيزى از عزيزان شهر در خواب ديد شبى از شبهاى سهشنبه كه از آسمان طبقى چند به زمين مىآورند : سرپوشهاى لطيف بر سر آن انداخته ، پرسيد كه : اين طبقها كجا مىبرند ؟
تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: جواد نوربخش
ص١٦٦