سر سجاده و چه بر بالاى منبر . و چندين هزار مريد در اطراف عالم دارد . و سالها در خدمت استادان معتبر مثل مولانا قاضى القضاة الاعظم مجد الملة و الدين [ اسماعيل ] الفالى - قدس اللّه روحه - و مولانا معظم صفى الملة و الدين ابو الخير - روح اللّه روحه - تحصيل فرموده .
و اگر فوائد كه از وى منقول است [ و ] در مجلس و در تذكير ، نوشتهاند ايراد كرده شود ، به تطويل انجامد ، و او را خطب و اشعار بسيار است متداول در ميان خلق . اما قضيهاى چند كه از معتبران استماع افتاد و اين ضعيف به رأى العين مشاهده كرد ، در باب كرامت و فضائل وجود مباركش ، در قلم آورده مىشود . تا طايفهء عوام و خواص را از آن بهرهاى بود .
از جملهء كرامات او يكى اين بود كه در آن سال كه باران نيامده بود و خلايق همه متأسف بودند ، چنان كه طريقه سنت بود ، خلق سه روز به روزه بودند و به عزم استسقاء بيرون رفتند .
چون از نماز و خطبه فارغ شدند ، از خدمت شيخ الاسلام استدعا كردند تا دعايى كند . چون بر سر منبر رفت ، قطعا اثر ابر در روى هوا نبود . شيخ آغاز وعظ فرمود و خلق را به تبديل اخلاق و اعمال تحريص فرمود و در سخن گرم شد ، و سخن به جايى رسانيد كه شور در خلايق افتاد ، و بعد از آن آغاز دعا كرد ، به قدر سپرى ابر در روى هوا ظاهر شد و منتشر مىگشت .
ناگاه در گرمى دعا فرمود كه : از منبر فرونيايم تا باران بفرستى . چون شيخ اين بفرمود ، ما را تعجبى عظيم ظاهر گشت . در آن روز برادر بزرگوارم شيخ شيوخ الاسلام جلال الملة و الدين [ محمد ] - ادامه اللّه بركته - بر پايهء منبر نشسته [ بود ] و اين ضعيف در خدمت وى نشسته . چون شيخ الاسلام اين سخن بفرمود ، تغييرى در ما ظاهر شد ، به طريق تعجب با يكديگر گفتيم : اين چه حالت است ؟ اين قضيهاى آسمانى است ، و شيخ وعده كرد ، تا چون بود . بلى حديث لو اقسم على اللّه لابره « 1 » نصب العين ما گشت ، و شيخ دعا مىفرمود . و ابر در يكديگر مىپيوست ،
هامش
( 1 ) - اگر خدا را سوگند دهم انجام مىدهد .