66 ، به نقل از شرح المصطلحات الكلاميه )
شرح
( 90 ) ص 230 ، س 2 : بدان كه به نزديك بعضى از اهل شريعت ، كلام خداى ، قديم است و . . .
« اشاعره اهل سنت » اعتقاد دارند كه كلام خداى صفت خداوند است و قديم و غير مخلوق است . ( براى تفصيل نگ : كشف الحقائق ، تعليقات ، ص 254 )
( 91 ) ص 230 ، س 6 : به نزديك بعضى از اهل شريعت ، كلام خداى ، حادث است :
معتزله در مقابل اشاعره به حدوث و مخلوق بودن قرآن معتقدند . ( براى تفصيل نگ : همان جا )
( 92 ) ص 231 ، س 11 : پس خداى است كه تجلى كرده است و به صورت انسان كامل ظاهر شده است :
برگرفته از حديث انّ اللّه تعالى خلق آدم على صورته است . نگ : ص 169 ، س 7 - 8
( 93 ) ص 232 ، س 12 : جنس ، نوع :
جنس : « كلى ذاتى كه مقول بود در جواب « ما هو » بر چيزهاى بسيار در حال شركت دو است :
يكى آنچه مقول بود بر چيزهاى مختلف الحقائق مانند حيوان كه بر انسان و فرس مقول است و ديگر آنچه مقول بود بر چيزهايى كه اختلاف ايشان به عدد بود نه به حقيقت مانند انسان كه بر زيد و عمرو مقول است اول را از اين دو كلى ذاتى جنس خوانند و دوم را نوع . پس كلى ذاتى يا جنس بود يا نوع يا فصل چه اگر تمام ماهيت بود نوع بود و اگر جزو ماهيت بود و مشترك بود ، جنس بود و اگر جز مميز بود فصل بود . » ( اساس الاقتباس ، ص 35 ) در شرح منظومه آمده است : « الجنس ما اى كلّى على الحقائق المختلفة حمل ان جهة شركت الحقائق اى تمام ذاتيها المشترك بينهما بما سئل فاذا سئل « الانسان و الفرس و البقر ما هى ؟ » يقال : حيوان . و الجنس قد كان تمام المشترك و هو ما يحوى على أىّ من الاجزاء اشترك بين المسئول عنها فى السؤال كالحيوان مشترك بين الانسان و الفرس حيث يحوى على تمام الاجزاء المشتركة بينهما . » ( شرح منظومه ، ج 1 ، ص 155 )
« النوع ما اى كلّى على كثير متعلق بصدق اتفق أى متفق الحقيقة عند سؤال ما الحقيقة . » ( شرح منظومه ، ج 1 ، ص 156 )
( 94 ) ص 232 ، س 13 : فرد :
فرد : « الفرد ما يتناول شيئا واحدا دون غيره » ( تعريفات ، ص 71 )
( 95 ) ص 233 ، س 10 : ذات را نون و نفس را قلم . . . :
تفسيرى از آيه شريفهء« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ »است . ( القلم / 1 )
( 96 ) ص 236 ، س 11 : اين روز را به اضافات و اعتبارات ، به اسامى مختلفه ذكر كردهاند :