حقيقت شمع موجود نيست ، عكس شمع موجود است ، اى درويش اگر مثال چيزى « 1 » با « 2 » آن چيز « 3 » من كل الوجوه « 4 » مماثلت « 5 » باشد ، مثال خود نباشد ، عين آن چيز باشد . و از اينجاست كه خداى يكى است و زيادت از يكى امكان ندارد كه باشد .
فصل « 6 » در سخن اهل وحدت در بيان مبدأ و « 7 » معاد
بدان كه اهل وحدت مىگويند كه مبدأ و معاد جايى را گويند كه يك نوبت آنجا بوده باشند « 8 » و باز خواهند « 9 » كه به آنجا « 10 » بازگردند « 11 » . پس بدين تقدير « 12 » مبدأ و معاد يك چيز باشد « 13 » ، كه آن يك « 14 » چيز را « 15 » نسبت به آمدن « 16 » ، مبدأ گويند و نسبت به بازگشتن ، معاد خوانند ؛ يعنى مبدأ به مثابت نقطهء اوّل دايره است و معاد به مثابت نقطهء آخر « 17 » دايره است . و اوّل و آخر دايره به حقيقت يك نقطه است « 18 » كه آن يك نقطه را نسبت به آغاز ، اوّل مىگويند و نسبت به انجام ، آخر مىخوانند . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر از اين بگويم به نوعى ديگر « 19 » .
فصل « 20 » [ در بيان اينكه مبدأ هر چيزى معاد آن چيز باشد . . . ]
بدان كه مبدأ هر چيزى « 21 » معاد آن چيز باشد و معاد هر چيز « 22 » مبدأ همان « 23 » چيز
هامش
( 1 ) . مت : + را ، كد ، كب : - چيزى ، + را .
( 2 ) . مت : به ، كد : - با .
( 3 ) . كد : - با آن چيز ، كب : + و .
( 4 ) . كب : من حيث المجموع .
( 5 ) . اساس : غايت .
( 6 ) . مت : باب .
( 7 ) . مت : - مبدأ و .
( 8 ) . كد : باشد .
( 9 ) . كد : خواهد .
( 10 ) . مت : - بوده باشند و باز خواهند كه به آنجا .
( 11 ) . كد : بازگردد .
( 12 ) . اساس : - تقدير ، كد ، كب : برين تقدير .
( 13 ) . كد : باشند .
( 14 ) . كد ، كب : - يك .
( 15 ) . اساس : - را .
( 16 ) . كب : آن .
( 17 ) . كب : آخرين .
( 18 ) . مت : - و اوّل و آخر . . . است .
( 19 ) . مت ، كد ، كب : - به نوعى ديگر .
( 20 ) . كد : - فصل .
( 21 ) . مت ، كب : چيز .
( 22 ) . كد : چيزى .
( 23 ) . كد : آن .