تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة الحقايق ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
اين ذات است كه عالم غيب « و شهادت » است و اين ذات است كه عالم وحدت است . اى درويش ! عالم جبروت را نام و نشان نيست ، « 1 » شكل و صورت [ ندارد ] و حد و رسم ندارد . حس را به وى راه نيست . عقل از وى آگاه نيست [ فهم در وى حيران است ] و وهم در وى سرگردان است . در آن عالم شهد و حنظل يك طعم دارند و ترياك و زهر در يك ظرف پرورش مىيابند . « 2 » « باز و تيهو و گرگ و ميش با هم مىباشند » و روز و شب يك رنگند . « 3 » و ازل و ابد هم‌خانه‌اند . صد هزار سال گذشته و صد هزار سال ناآمده بىتفاوت حاضرند . « 4 » فرعون را با موسى و ابراهيم را با نمرود جنگ نيست . « 5 »

فصل

بدان ، كه اهل وحدت مىگويند اگرچه ذات هر دو عالم وحدت صرف است ، اما به هر صفت [ كه ] امكان دارد كه آن [ صفت باشد و به هر صورت كه امكان دارد كه آن صورت بباشد ] صورت باشد و آن صورت و آن صفت در مرتبه خود صورت و صفت كمال باشد ، موصوف و مصور است . و اين كمال عظمت و [ كمال ] كبريايى وى است . و اين ذات دايم در تجلى است . تجلى صفات مىكند و تجلى صور مىكند ، چنان كه دريا [ دايم ] در تموج است ، اين ذات دايم در تجلى است [ چنان كه گفته‌اند ]
هر نقش كه در تخته هستى پيداست * اين صورت آن كس است كاين نقش آراست « 6 » درياى كهن چو برزند نقشى « 7 » نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
و از اينجاست كه گفته‌اند « 8 » كه اين وجود هم قديم است و هم حادث ، هم ظاهر است و هم باطن است ، هم غيب است و هم شهادت ، هم خالق است و هم مخلوق ، هم عالم است و هم معلوم ، هم مريد است و هم مراد ، هم قادر است و هم مقدور ، هم شاهد است و هم مشهود ، هم متكلم است و هم مستمع ، هم رازق است و هم مرزوق ، هم شاكر است و هم مشكور ، هم عابد است و هم معبود ، هم ساجد است و هم مسجود ، هم كاتب است و
هامش
( 1 ) . عالم جبروت نام و نشان ندارد . ( 2 ) . ترياق و زهر يك خاصيت مىدهند . ( 3 ) . يك رنگ دارند . ( 4 ) . ماضى و مستقبل حاضرند . ( 5 ) . فرعون را با موسى صلح است و نمرود را با ابراهيم آشتى است . ( 6 ) . كان نقش نگاهشت . ( 7 ) . موجى . ( 8 ) . و از اينجا گفته‌اند كه .