ب : رسم ناقص - تعريف به جنس بعيد و عرض
روح آنچه منشأ زندگى و منبع حيات است . و آن بر چند نوع است مثل روح نباتى ، روح حيوانى و روح انسانى . « 1 »
سالك ر . ك به سلوك .
سپرز طحال ، عضو نرم غده مانند در سمت چپ قسمت بالاى شكم در پشت معده . وظايف طحال تاكنون كاملا شناخته نشده است . « 2 »
گفتم كه ز عضوهاى رئيسه دل است و مغز * گفتا سپرز و گرده و زهره است و پس جگر « 3 »
سلوك رفتن است از خود به سوى خدا ( سير الى اللّه ) و در خدا ( سير فى اللّه ) و آن طى مراحلى است كه سالك بايد بپيمايد تا به حقيقت و اصل گردد . و در آن فنا شود . و ابتداى آن توبت است . آنكه اين راه پرمخافت را سير كند سالك يا رهرو نام دارد . و به گفته نسفى سلوك از هستى خود مردن و به هستى خداى زنده شدن است و به عبارت ديگر پندار هستىدار بودن خود را از دست دادن و رسيدن به كمال مىباشد .
و منتهاى سلوك فنا در توحيد است و غرقه شدن در بحر وحدت و گم كردن خود و جستن وى .
از مى نيستى چنان مستم * كه صواب از خطا نمىدانم
آنچه در اصل و فرع ، جمله تويى * يا منم جمله ، نمىدانم
حيرتم كشت و من در اين حيرت * ره به كارى فرا نمىدانم « 4 »
عالم به فتح سوم ، جهان ، ما سوى الله ، آنچه در درون فلك الافلاك است . از عالم تقسيمات
هامش
( 1 ) . انسان كامل ، ص 19 ، 22 ، 27 .
( 2 ) . دايرة المعارف مصاحب .
( 3 ) . ناصر خسرو
( 4 ) . عطار ، ديوان ، ص 494 .