تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة الحقايق ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
تجلى
در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد جلوه‌اى كرد رخت ، ديد ملك ، عشق نداشت * عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد « 1 »
تجلى اشراق انوار حق بر دل عارف است ، تجلى برقى است كه چون تابان گردد عاشق از تابش وى ناتوان شود . تجلى بر سه گونه است : الف : تجلى ذاتى - كه شهود آن مشاهده است ب : تجلى صفاتى - كه اگر به صفات جلالى باشد خضوع و خشوع بار آورد و اگر به صفات جمالى باشد ، سرور و انس . و شهود آن مكاشفه است . ج : تجلى افعالى - كه شهود آن محاضره است . « 2 » تقدير اندازه گرفتن . تعيين كميت و كيفيت حوادث در عالم قضا و تدوين آن در لوح محفوظ . جام جهان‌نما جام گيتىنما ، جام جم ، جام كيخسرو ، جام جهان‌بين ، جامى كه حوادث و وقايع را نشان مىدهد و در اصطلاح صوفيان و عرفا ، قلب عارف و انسان كامل را گويند .
جام جهان‌نماست ضمير منير دوست * اظهار احتياج خود آنجا چه حاجت است
جبرئيل انسان كامل ، به اين اعتبار كه آدميان را از عالم حقايق خبر مىدهد . جوهر ماهيتى است قائم به ذات كه در موجوديت خود نيازمند موضوع نباشد . اما ممكن است نيازمند محل باشد . جوهر بر پنج قسم است ( جواهر خمسه ) كه عبارتند از ماده يا هيولى ، صورت ، جسم ، عقل و نفس .
هامش
( 1 ) . حافظ ( 2 ) . فرهنگ مصطلحات عرفا