تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة الحقايق ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
برخى از فرق اسلامى عرش را به معناى لغوى آن تعبير كرده‌اند . اما اكثر فرق با اين تعبير براى عرش و كرسى مخالفت ورزيده‌اند . برخى فلك الافلاك را عرش گفته‌اند . عرض ر . ك به اعراض . عروج عروج بالا رفتن است . نسفى ضمن بحث از عروج آن را از ديدگاه‌هاى سه‌گانه مورد لحاظ قرار مىدهد . از نظر اهل شريعت عروج در مدار بسته‌اى ممكن است و گذر از آن بنا به ضرورت و جبر جائز نيست « هر روحى كه بدين عالم آيد او را حدى پيدا و مقدارى معلوم باشد كه از آن در نتوانند گذشت . » از نظر اهل حكمت عروج را حدى نيست و عروج انبيا و اوليا مردن قبل از مرگ است و رسيدن از مرتبهء علم اليقين به مرتبهء عين اليقين . و عروج اهل تصوف بيرون آمدن روح سالك در حال صحت و بيدارى از بدن سالك و كشف احوال بعد از مرگ است . در نظر اهل وحدت براى عروج حدى نيست چه مقامى شريف‌تر از آدمى نيست ، جملهء آفرينش در سير و سفرند تا به آدمى رسند و آدمى هم در سير و سلوك است تا به حقيقت خود برسد و خود را بشناسد . و به مقام قرب نايل آيد و فانى شود .
قرب ، نه بالا نه پستى جستن است * قرب حق از حبس هستى رستن است نيست را چه جاى بالاى است و زير * نيست را نى زود و نه دور و نه دير « 1 »
عزرائيل از فرشتگان مقرب كه قابض ارواح است ، در اصطلاح تصوف پير ، مرشد و انسان كامل است به اعتبار اينكه نفس اماره را در مريدان مىكشد . علم اليقين يقين ، ظهور نور حقيقت به شهادت و جد و ذوق است نه به دلالت عقل و نقل . و آن سه وجه دارد :
هامش
( 1 ) . مولوى