تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة الحقايق ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
اتحاد يكى دانستن خدا با موجودات از آن حيث كه ما سوى اللّه وجود خاصى ندارد . كسانى كه به اين باور باشند اتحاديه ناميده مىشوند . اسرافيل فرشته‌اى است كه با دميدن خود در بوق ، روز رستاخيز را خبر مىدهد . و در اصطلاح صوفيان انسان كامل را به اين اعتبار كه مريدان را از معاد خبر مىدهد ، اسرافيل نامند . اعراض جمع عرض به فتح اول و دوم . و آن ماهيتى است قائم به غير كه در مرحلهء وجود نيازمند موضوع مىباشد . عرض را نه گونه دانسته‌اند كه با جوهر تعداد آنها به ده مىرسد و مبحث قاطيغورياس يا كاته گورى را در منطق تشكيل مىدهد . « بايد دانست كه جوهر ذاتى است انواع جواهر را به خلاف عرض كه ذاتى نيست اجناس اعراض را و به اين سبب اجناس اعراض را به تفصيل در اجناس عاليه بر شمرده‌اند و انواع جواهر را در تحت يك جنس عالى كه جوهر است شمرده ، چه مفهوم از جوهر حقيقت و ذات اوست و آنكه چون موجود باشد نه در موضوع بود ، لازم آن ذات و مفهوم از عرض عارض بودن است موضوعى را و لازمش آنكه چون موجود باشد در موضوعى بود . و عارض بودن چيزى چيزى را بعد از تحقق ماهيت آن چيز بود و نه لفظ عرض دال است بر آن حقيقت كه او عارض غيرى است و نه معنى رسم او ، پس هر يكى از اجناسى كه عرض لازم آن اجناس است جنس عاليست ، چه دال بر آن حقيقت و ذات است و هيچ ذاتى نيست كه ميان همه مشترك باشد و به جاى جنس بود همه را » . « 1 » اقسام نه‌گانه عرض عبارتند از : كميت ، كيفيت ، اضافه ، وضع ، اين يا بودن در مكان ، متى يا بودن در زمان ، جده يا ملك يا له ، ان يفعل يا فعل ، ان ينفعل يا انفعال . به گفتهء فيلسوفان مشايى در چهار عرض از اعراض نه‌گانه حركت حادث مىشود و آن حركات عبارتند از : حركت كمى ، حركت كيفى ، حركت اينى يا مكانى و حركت وضعى .
هامش
( 1 ) . اساس الاقتباس ، ص 38 .