شعر
مه نور مىفشاند و سگ بانگ مىكند * مه را چه جرم خاصيّت سگ چنين بود 185
از ماه نور گيرد اركان آسمان * خود كيست آن سگى كه بخار زمين بود
بسيار كسان هستند كه حق تعالى ايشان را به نعمت و مال و زر و امارت « 1 » عذاب مىدهد و جان ايشان از آن گريزان است .
فقيرى در ولايت عرب اميرى را سوار ديد « 2 » 186 . در پيشانى او روشنايى انبيا و اوليا ديد .
گفت « سبحان من يعذّب عباده بالنّعم . »
هامش
( 1 ) . ح : و به مال و زور و اميرى
( 2 ) . ح : سوار بديد