مىبايد تا دست آن زن را ببينم كه پسر را غزو فرستاده بود سر دست خونآلود پيش من پديد آمد و نيز گفت مصطفى را عليه السّلم در بيدارى بديدم و نيز گفت اگر مىخواهم بهشت و حورا و عينا را به چشم سر مىبينم و اگر خواهم دوزخ را با همه ماران مىبينم تا بدانى كه تصديق و اعتقاد به از صد هزار معرفت است همين حواسى كه درين محسوس داد همان حواس در ديد غيب تواند داد .
چند مهرهء نرد كه به اتفاقا 536 بىاختيار اندازند « 1 » بر سبيل توكّل كه تا قسمت وى چهارست يا سه است يا شش بر بساط از زير حقّه گردان مىشود از آن چندان اثر پديد آرد در آن با زندگان يكى را خشم و يكى را دلتنگى و يكى را شادى كه فلان را در شش دره آوردم ، نيز مهرهاى سيّارات را بر بساط نيلگون به قبضهء تقدير گردان كرده است و آثار هر نفس ايشان اللّه در هر آفريدهء پديد مىآرد اختيارى به اختيار ايشان و مجبور را با جبر ايشان و نيز شطرنج يكى مات مىشود و يكى مىبرد و پياده فرزين مىشود نيز اين ستارگان يكى را مات مىكنند و يكى را فرزين و يكى را پياده ، تأثير ايشان در حق غيرست و در حق ايشان نيز
وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ
« * » كه عاقبت اين سماء ذات بروج و احوال وى و سعد و نحس وى و خير و شرّ وى كه سيّارات چون وكيل درآنند 537 كه عطايا بر دست ايشان ببندگان مختار مىرساند از نفع و ضرر و مغلوبى و غالبى و توفيق طاعت و خذلان معصيت و مرحمت و سختدلى ، عواقب اين سماء و آثار وى همه در يوم موعود پديد آيد و شاهد ايّام عمر تو كه عزيزترين چيزى است گواهى دهند فرشتگان كه درين ايام بچه مشغول بوده است و مشهود در قيامت
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
« * » نظر كن كه تأثير سماء ذات بروج در حق طايفهء بدان سختدلى كه مؤمنان را به آتش مىسوختند و تأثير وى در حق طايفهء چنان اعتقاد خوب كه تن در آتش مىدادند و از سر دين برنمىخاستند آخر يوم موعود است اثر اين عواقب را زمان باللّه كارى ندارد زمان با كسى تعلّق دارد كه عدم بر وى روا بود از آنك زمان
هامش
( 1 ) - اصل : اندازنده .
( * ) قرآن كريم ، 85 / 2 ، 4 .