تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
ص 22 ص 22 سطر 2 - مىبينم كه بنور اللّه ص 22 سطر 2 - ولى چگونگى ص 22 سطر 7 - تا دلم به چيزى ديگر ص 22 سطر 8 - پيش نظرم مىآمد تا من هم ازو ص 22 سطر 19 - به كف وى چه دهند ص 22 سطر 21 - و خيرگى مىآرد ص 23 ص 23 سطر 5 - تصور اللّه نمىتوانيم ص 23 سطر 8 - در صورت ما نمىآيد ص 23 سطر 14 - من از سوات ، همين . . . ص 23 سطر 21 - خود در آن نعمت مىگزارم ص 23 سطر 23 - بوقت ذكر تفكر ص 23 سطر 24 - خوشيها همه در فعل ص 23 سطر 25 - در دهان نگرم كه سه پرده است سخن گفتن را و در دل نگرم چندين پرده است انديشهء سخن را ص 24 ص 24 سطر 3 - بيرون مىآيد هرگاه ص 24 سطر 4 - تيزى او ص 24 سطر 4 - بر كوه نهى بگذرد ص 24 سطر 5 - و باريك است ص 24 سطر 5 - به همان اندازه ص 24 سطر 7 - نگاهبانان باشند ص 24 سطر 11 - باز مىگيرد ص 24 سطر 13 - در سر مجموع اين‌ها ص 24 سطر 14 - هست شده‌اند ص 24 سطر 18 - از اللّه ياد آيدم ص 24 سطر 21 - و طاعات ص 25 ص 25 سطر 1 - و دوم تقدير گير ص 25 سطر 1 - و دربند آن باشد تا دوستى تو ص 25 سطر 1 - پس دانستم كه اين كوشش من ص 25 سطر 7 - كه تركيب صور ص 25 سطر 9 - پس من همه روز ص 25 سطر 10 - و اين سخنانش را مىشنوم و نظر مىكنم كه اين سخنانش را ص 25 سطر 11 - همين عقل و تميز ص 25 سطر 15 - و هيچ‌چيز ديگر را ص 25 سطر 17 - هيچ مزهء نيست ص 25 سطر 20 - و شكل و صور ص 25 سطر 21 - و جمال و نغزى و عشق نيز معانىاند كه غرض ص 26 ص 26 سطر 4 - پس اين‌ها بجمال ص 26 سطر 6 - او را مگو كه چرا ص 26 سطر 7 - چون بود آن آه را ص 26 سطر 8 - از بىچونى مىبارد ص 26 سطر 10 - وقتى كه خاموش مىكنم ص 26 سطر 21 - گفتم كه همه ص 27 ص 27 سطر 2 - تا گوهر آن ببيند ص 27 سطر 5 - و هرآينه اين روشنيها ص 27 سطر 7 - انكار روا دارم روز را ص 27 سطر 9 - گويى اللّه گفتن من ص 27 سطر 16 - ملك اين دنيا چيز ليزيست ص 27 سطر 18 - پايان سخنهايى را ص 28 ص 28 سطر 1 - و هم آن جهان را ص 28 سطر 3 - بر زبان رانم ص 28 سطر 5 - بعد از نيست‌ها ديدم كه اللّه ص 28 سطر 6 - بر نيت ذكر اللّه آن هم اللّه است ص 28 سطر 13 - و بهر حال همه را تو دايهء و ما من ص 28 سطر 14 - مىخواهم تا هم از ذات خود مرا صورت موانست دهد ص 28 سطر 19 - و هرچه كه خواهم از كه طلبم ص 28 سطر 20 - و بر او آويزم