ازين مىيابد و سرمست مىشود اين نيز همچون جاميست ( و شراب و مزهء آن از قهر اللّه است نه ازين جامست ! ) كه كار خسيست تا آنكس كه در آن كار خسيس است در عذاب مىباشد از قهر اللّه پس سرمست در طلب اللّه و در كار آخرت باشى به از آنك در كار ديگر باشى و آدمى مختار است و اين آسمانها و زمينها تبعاند مر مختاران را از آنك اينها از بهر نفع و ضرر باشد و مختار داند نفع را و ضرر را و مختارى در عرصهء زمين قوىتر از آدمى نيست پس آسمانها و زمينها و همه چيز كه هست همه تبع مؤمنانست اگر اقليمها و شهرها و حصارها تبع يك آدمى باشد چه عجبت مىآيد و چندان دولاب و چرخ و سنگهاى آسيا و باغها و انبارها و كاهدانها و گلّههاى ستوران و شكاريها اينهمه در جسم و شخص و پيكر كلانتر از شخص آدمى است و ( تبع آدمى است « 1 » ) و آن شخص آدمى همه تبع دل پرخون ويست و آن دل وى تبع يك خطرت و اختيار روحست كه معيّت است تا بدانى كه اگر فلكهاى آسمان و طبقات زمين فداى آدمى ضعيف و مسخّر وى باشد چه عجب باشد اكنون
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
« 2 » يعنى به همان قدر كه سعادت ابد طمع مىدارى و به همان قدر كه رنج آخرت ترا زيان دارد بكوش تا جذب نفع كنى و دفع ضر كنى و دين اسلام مونس شناختن است كه
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 3 »
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ
« 4 »
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 5 » اين همه بيان آن مىكند كه اللّه مونس مؤمنانست و طالبانست و شك نيست كه حالت آنكس كه مونس [ دارد خوشتر از آن كسى كه مونس ندارد و آن كس كه مونس ] ندارد هيچ كس او را فرياد نرسد و هيچ كس ندارد كه با وى غم دل تواند گزاردن و سخنى تواند گفتن و بوى تواند مشغول بودن و مونس اللّه است هركه طالب اللّه نباشد كه اللّه را بيابد تا اللّه مونس او شود آن كس مرده باشد و دل
هامش
( 1 ) - ص : ندارد .
( 2 ) قرآن كريم : سورهء 22 ، آيهء 78 .
( 3 ) سورهء 57 ، آيهء 4 .
( 4 ) سورهء 58 ، آيهء 7 .
( 5 ) سورهء 50 ، آيهء 16 .