نهد و هرگاه ننهى اللّه ننهد اكنون اثر اللّه و رسيدن باللّه كل جهانست با همه انواعش تو نيك در جهان نظر كن تا خيرگى و حيرت بينى
يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ
« 2 » پيش از اين
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
« 3 » گفت و تو بلى گفتى ايمان بغيب آوردى اكنون چون غيب را عين كرد و از بيّنه و آيات اقامت كرد چرا انكار مىكنى اكنون بايد كه صدق زياده باشد نه كم نى نى بورز اللّه را و امر او را گير و ذكر اللّه كن و سبحان اللّه مىگوى يعنى پاكى از همه عيبها چون او موجودست بىهمه عيبها بچه عيب تو از وى روى مىگردانى در جمالى كه چندين عيب دارد عاشق وى مىباشى جان را دوست مىدارى با چندان عيب اللّه را جان نگويم از آنك جان هزار عيب دارد پس اگر صادقى در سبحان اللّه گفتن چرا واله او نباشى و اگر راست مىگويى و الحمد للّه چرا بىاو آرام دارى چو همه صفات سزا مرا و راست حيات و كالبدها كه بناى اوست بدين نغزيست تا وى چگونه باشد سبحانك هركه در كوى تسبيح و قرآن آمد در عين بهشت و نظر الى وجه رحمن آمد اكنون چون با كاف خطاب باشى آنگاه از همه اوصاف خود و جهان پاك باشى در آن لحظه كه از خود بى خود شدى با كاف خطا بىتو با كاف كن آى بنگر كه نظر تو بر چه مىافتد تو با آن چيز باشى و در آن چيز نگرى مثلا در زيد نظر كنى چو پوست و گوشت او را ببينى زيد را ديده باشى اكنون بنگر كه بروح تو چه چيز نزديك ترست و در چه نظر مىكنى آن نظر در اللّه است
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 4 » اللّه ساعتى ترا مىشكافند به نظر خود و ساعتى ترا مىگدازند به نظر باعدا وجود آدمى را اللّه آفريد تا قهر خود و لطف خود ازو ظاهر كند . همه محبان « 1 » را اللّه عاشق وجود [ خود گردانيد و عاجز نقصان كمال خود گردانيد ] و وجود هركس چو حاجب آمد بر حضرت اللّه كه همه كس در پيش حاجب وجود خود ساجد آمدند و محجوب بدين حاجب شدند ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 2 ، آيهء 3 .
( 3 ) سورهء 7 ، آيهء 172 .
( 4 ) ، سورهء 50 آيهء 16 .
( 1 ) - ص : همه مختاران را .