تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
نحل از گلها تا همه اجزات عسل شود از آنك محيى ماييم احيا جز به خوشى نباشد و جز بمراد نباشد و مميت ماييم امانت جز بفراق خوشى و مراد نباشد هرچه خوشى درآيد « 1 » وجود پديد آيد و هرچه خوشى برود « 2 » فنا پديد آيد همه صور بهشت از حور او عينا همه از ما چرند جانها عرقهاى ماست اسباب خوشيها و مرادها چو كفچه‌ايست پيش ما چندانك مىتوانى بقدح ذكر اللّه از ما مىخور از شراب ما چون مست شدى و سست گشتى خوشى خوابت دهيم چون اصحاب كهف تو از ما مىخور و شكر سكر ما مىكن يعنى بخلقان خوشى ما مىرسان تا ترا زياده مىدهيم گفتم كه الحمد للّه يعنى اين شرف مرا تمام نيست كه تصرّف اللّه و فعل اللّه در اجزاى منست كه از عدمم بركشيد و وجودم داد و در اجزاى من تصرّف مىكند و من مىدانم كه او متصرّف منست و اين حالت عزيزترين حالهاست نزد من كه به اين صفت باللّه مىروم اكنون حمد مىگويم و هر دم خود را از اين حالت پر مىكنم و از خلقان و احوال ديگر بىخبر مىباشم و از همه آشنايى قطع مىكنم گويى آن حمد مر مزه‌هاى اللّه را مىكنم زيرا آن همه عشق نامها و همه ثناها مر پارهاى مزه‌هاى اللّه را مىگويند اكنون همچون عروسان عاشق مىزارم كه اى اللّه مرا از مزه‌هاى خود محروم مدار كه جز تو هيچ كسى ندارم
لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ
« 3 » اكنون با هر موجودى كه صحبت اللّه با وى كم شود كمال حال آن چيز بنقصان بدل شود چنانك شاه چون از عروس روى بگرداند عروس پژمرده شود و اللّه را صحبتى است با عقل و مزهء معقولات از آنست و كذا الحسّ پس همه تصرّفات اللّه است در همه اجزاى من و فعل اللّه بىصفات اللّه نيست از رحمت و كرم و غير ذلك و اين اوصاف همه نور و مؤثر نور است بدان رنگ كه پيش ازين ديدم پس در هر جزو من جويهاى نور مىرود همچون زر آب و روان مىشود از صفات اللّه و چون صنع اللّه مىكند در هر جزو من و همه خواطر و مزه از اللّه هست مىشود همه روى سوى اللّه آورده‌اند و اللّه چنانك شاه زيبا در ميان عروسان نو بنشسته يكى بر كتفش مىگزد و يكى بر شانه بوسه‌اش مىدهد و يكى خود
هامش
( 1 ) - ص : دارد . ( 2 ) - ص : ناخوشى برود . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 21 ، آيهء 89 .