مىنشاند بدست خود اسباب چون ساعد سيمين اللّه است الى غير ذلك من تصويرات اللّه
الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 » . سبيل اللّه همين اللّه است و نظر باللّه است خود را بر روى اللّه مىبينم امّا اللّه واسع است كه هر جزو من بر روى اللّه صد هزار ولايت دارد و همين زمان كه سخن مىگويم و مىنويسم اللّه مرا مىاندازد و مىغلطاند تا مستعمل بوم در كار به حركت و سكون چنانك از غلطانيدن در كار گويى سر و روى من مىشكندى اكنون چو اللّه اجزاى مرا چنين بر كار مىدارد و مىگرداند درين كارهاى اجزاى خود نظر كنم با سهم شوم و پرهيبت شوم كه چنين كارى در اجزاى منست ( و اللّه اعلم ) .
فصل 92
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ
« 2 » هرچند با نابيناى مادرزاد صفت صور جهان كنى خيره مانده باشد و بدانك او خيره باشد صور جهان نيست نباشد بدانك صفت بهشت و آخرت با تو مىگويند و تو خيره مىشوى صورت حور عين و سبزه و آب روان نيست نشود من صفت حور مىگفتم و جنّات و فراديس مىگفتم پيرى از اهل معرفت گفت كه درين جهان بدينها مشغولى در آن جهان نيز مشغولى باشد پس چه وقت باللّه بازگردند و اللّه را چه وقت بينند جواب گفتم كه روا باشد كه حور و قصور و جنّات و سلسبيل و زنجبيل عبارت از احوال ديدن اللّه باشد كه هر بارى كه ببينى مزهء ديگر يا بى اكنون تو معانى را نظر مىكن كه اللّه ترا پيوسته چگونه بر كف دست خود و در بر خود مىدارد تو خداوند خود را باش و مصاحب وى باش و با چيزهاى ديگر و احوال ديگر بيگانه باش و نظر در مالك خود دار و هرچه خواهى ازو خواه و خود را بوى در مال و چون شير و انگبين درو آميز تا همه حور و قصور و خوشىهاى بهشت را بنقد بيابى و اللّه را بيابى و سعادت تو آنست كه اين در بر تو بگشايند كه بدانى كه اللّه با توست
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 3 » پس اللّه و صفات اللّه و قدرت و علم و تصرّف اللّه از مخلوقات دور نيست چون به حقيقت مصنوع اللّه است ازين روى بنده را با اللّه موانست
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 27 ، آيهء 66 .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 27 ، آيهء 66 .
( 3 ) سورهء 57 آيهء 4 .