تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
از وى ناچيز نتوانيم كردن و او را يا حيوان يا عرصهء بهشت و يا اجزاى دوزخ مىتوانيم كردن و همچنين باز هر چهار اركان را و آدمى را از روى خاك در سينهء خاك برديم همچون مادر كه فرزند را گاه بر رو نهد و گاه بر سينه نهد . سؤال كرد كه آدمى بعد از آنك خاك گردد او را دور مىنمايد از طبع چيزى ديگر گشتن و به آسمان رفتن . گوييم همه تغييرها و تبديلهاى حال و صفت و نقل كردن از مكان به مكان و همه چيزها از طبع دور است همان مقدار كه آدمى از زمين به آسمان رود اين همه تغيّرها بر خلاف خاصيّت و صفت مغيّر عنه است و اگر اتّحاد صفت و خاصيّت بودى ميان چيزها خود شىء واحد بودى و تغيّر محال بودى پس شان اللّه همه تغيّر است تا بدانى كه اللّه همه بر خلاف عادت مىكند الّا آنك تغيّر بعضى چيزها زودتر است و پيش‌تر است و تغيّر بعضى ديرتر است و كمتر است و اين مقدار دليل عدم نكند و متصوّر مدار قبول تغيّر آمد و صيرورة الانسان شيئا آخر و به آسمان بردن متصوّر است
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 3 » . اكنون ذات او و صفات [ و عرش و كرسى او و سما و ارض او « 1 » ] و ما بينهما او و خلق او و قهر او و لطف او و جهات او و صور او فعلم انّه لا إله الّا هو و لا موجود الّا هو و اللّه در همه صنعها تشبيه و تصوير « 2 » دارد و بنده را زهره نى كه او را صورت و تشبيه گويد
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 4 » و تعظيم و قهر در عين اين باشد كه كسى را سامان سخن گفتن با لبها نبود گرچه حقيقت مردم همه سخن است يعنى هركس به سخنش معلوم مىشود نيكى او و بدى او و گوهر او و منزلت او همچون غنچه و شكوفه كه شكفد و همه باطن خود را بخلق مىنمايد كه هيچ پنهان نمىماند چنانك تا خورشيد نباشد و هوا و ارض و سما
هامش
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 23 ، آيهء 14 . ( 1 ) - از نسخه ( د ) افزوده شد . ( 2 ) - د : تصور . ( 4 ) سورهء 42 آيهء 11 .