بو سعيدِ مهنه با مردانِ راه * بود روزى در ميان خانقاه
مستى آمد اشك ريزان بىقرار * تا درِ آن خانقاه آشفته وار
پرده از ناسازگارى باز كرد * گريه و بدمستيى آغاز كرد
شيخ كو را ديد آمد در برش * ايستاد از روىِ شفقت بر سرش
مساهمون: فريد الدين العطار النيسابوري