تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
غرقِ ادبارم ز زندان آمده * پاى و سر گم كرده حيران آمده
باد در كف خاكِ درگاه توام * بنده و زندانىِ راهِ توام
روى آن دارد كه نفروشى مرا * خلعتى از فضل در پوشى مرا
زين همه آلودگى پاكم برى * در مسلمانى فرو خاكم برى
چون نهان گردد تنم در خاك و خشت * بگذرى از هر چه كردم خوب و زشت
آفريدن رايگانم چون رواست * رايگانم گر بيامرزى سزاست .

الحكاية و التمثيل

چون نظام الملك در نزع اوفتاد * گفت « الهى مىروم در دستْ باد
خالقا يا رب به حق آن كه من * هر كه را ديدم كه گفت از تو سخن ،
در همه نوعى خريدارش شدم * يارىِ او كردم و يارش شدم
بر خريدارىّ تو آموختم * هرگزت روزى به كس نفروختم
چون خريدارىّ تو كردم بسى * هرگزت نفروختم چون هر كسى
در دمِ آخر خريداريم كن * يارِ بىياران تويى ، ياريم كن . »