تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦

[ وادى سوم در معرفت ]

بعد از آن بنمايدت پيشِ نظر * معرفت را واديى بىپا و سر
هيچ كس نبود كه او اين جايگاه * مختلف گردد ز بسيارىِ راه
هيچ ره در وى نه چون آن ديگر است * سالكِ تن ، سالكِ جان ، ديگر است
باز جان و تن ز نقصان و كمال * هست دايم در ترقّى و زوال
لا جرم بس ره كه پيش آمد پديد * هر يكى بر حدِ خويش آمد پديد
كى تواند شد درين راهِ خليل * عنكبوتِ مبتلا ، هم سَيْرِ پيل ؟
سيرِ هر كس تا كمالِ وى بود * قربِ هر كس حسْبِ حالِ وى بود
گر بپرّد پشّه چندانى كه هست * كى كمالِ صرصرش آيد به دست ؟
لا جرم چون مختلف افتاد سَيْر * هم رَوِش هرگز نيفتد هيچ طير
معرفت ، ز اينجا ، تفاوت يافته‌ست * اين يكى محراب و آن بت يافته‌ست
چون بتابد آفتابِ معرفت * از سپهرِ اين رهِ عالى صفت ،
هر يكى بينا شود بر قدرِ خويش * باز يابد در حقيقت صدرِ خويش
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 306 | فريد الدين العطار النيسابوري