تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
چون كه از هر ثقبه همچون نوحه گر * نوحهء ديگر كند نوعى دگر ،
در ميان نوحه از اندوه مرگ * هر زمان بر خود بلرزد همچو برگ
از نفيرِ او همه پرّندگان * وز خروشِ او همه درّندگان ،
سوىِ او آيند چون نظّارگى * دل ببرّند از جهان يكبارگى
از غمش آن روز در خونِ جگر * پيش او بسيار ميرد جانور
جمله از زارىِ او حيران شوند * بعضى از بىقوّتى بىجان شوند
بس عجب روزى بود آن روزِ او * خون چكد از نالهء جانسوزِ او
باز چون عمرش رسد با يك نفس * بال و پر بر هم زند از پيش و پس
آتشى بيرون جهد از بالِ او * بعد از آن آتش بگردد حالِ او
زود در هيزم فتد آتش همى * پس بسوزد هيزمش خوش خوش همى
مرغ و هيزم هر دو چون اخگر شوند * بعد از اخگر نيز خاكستر شوند
چون نماند ذرّه‌اى اخگر پديد * ققنسى آيد ز خاكستر پديد
آتشْ آن هيزم چو خاكستر كند * از ميانْ ققنس بچه سر بر كند
هيچ كس را در جهان اين اوفتاد * كاو پس از مردن برايد ، نابزاد