يتقرّب الىّ بالنوافل أو باداء الفرائض » « 1 » برخوان ، كه سيّد عشّاق - عليه الصلاة و السلام - در ولايت عبوديّت از يگانگى نشان داد « 2 » ، و فرمود « 1 / 2 » « عبوديّت مزار « 3 » انوار ربوبيّت است » . هرگه كه « 1 / 3 » حقّ سبحانه و تعالى ملازمان درگاه را زيارت كند ، مزوّر « 4 » چو در خود آن رنگ بديد ، بر خود آيت
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
« 5 » خواند ، زيرا كه خود را محبّ حقّ داند .
( 212 )
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ »
« 6 » تايبان « 1 / 6 » عشق راست ، و مختصر « 2 / 6 » بشنو ، اى « 6 - 7 » ديدهء بىديدگان « 7 » ! نيابى جز « 1 / 7 » در مجلس عاشقان - از باغ عشق رياحين رحمان - كه هر كه سرّ « 8 » لاهوت در ناسوت طلب كند در شرط تنزيه ، كافر اوست « 8 - 9 » ، زيرا كه صد هزاران « 9 » جان از غير مبرّا بنور توحيد متلبّس « 1 / 9 » گشته بر در اوست . چون عروس قدم روى بنمود ، دوزخ بهشت گشت ، و صومعه كنشت . اين ميهمان « 11 » آسمان ازل جمال ازل در پردهء اجل « 1 / 11 » ديد ، پردهء خدائى از جمال خدائى برخاست « 12 » . صد هزار معشوق از حريف « 1 / 12 » معزولست ، و عالم افعال در جلال ذات مجهولست . بيت :
چون تو نمودى جمال ، عشق بتان شد هوس * رو كه ازين دلبران كار تو دارىّ و بس .
هامش
( 1 ) يتقرب . . . الفرائض ( : فرايضىG)G: -A.
( 2 ) دادA: داردG.
( 1 / 2 ) و فرمودG:
و گفتA.
( 3 ) مزار : ميزارAمزارG.
( 1 / 3 ) هرگه كهG: هر كهA.
( 4 ) مزورG: مردA.
( 5 ) سورهء 55 ( الرحمن ) آيهء 26 .
( 6 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 222 .
( 1 / 6 ) تايبانA: تايبانG.
( 2 / 6 ) و مختصرA: مختصرG، + و مختصرA.
( 6 - 7 ) بشنو ، اىG: بشنوىA.
( 7 ) ديدگانG: ديدهبانىA.
( 1 / 7 ) نيابى جزA: واىG.
( 8 ) سرG: -A.
( 8 - 9 ) كافر اوستG:
كافرستA.
( 9 ) هزارانG: هزارA.
( 1 / 9 ) متلبس : ملتبسGA.
( 11 ) ميهمانG: مهمانA.
( 1 / 11 ) پردهء اجلG: آينهء اجلA.
( 12 ) برخاستA: برخواستG.
( 1 / 12 ) از حريفG: حريفA.