عنه ، ليصيبه ، فقيل له فى ذلك ، فقال : هو قريب العهد بربّه » اينست صحّت دعوى عاشقان « 2 » ، و وارد آمد از معدن رسالت [
a
29 ] محمّد - صلوات اللّه عليه .
امّا فرق ميان نيكوئى آدمى و نيكوئى غير آدمى از الوان و اشياء درين جهان ، آنست كه حسن انسان خاصّيّت انوار تجلّى ذاتى دارد ، و دگر چيزها حسن از طراوت فعل دارد .
( 79 ) رؤيت كون قبلهء زهّاد است ، و رؤيت آدم قبلهء عشّاقست .
نارسيدگان شريعت بر ما خرده گيرند ، و گويند كه آيات خلق سماوات عظيمتر ، چرا در آن ننگريد ؟ آرى ، در سماوات آياتست ، و آيات تنگدلان عالم منهاج است ، لكن در روى آدم بروز آفتاب تجلّى ذات و صفاتست ، زيرا عشق از حسن آدم درآمد ، و نور ايمان از كالبد كون درآمد .
كس عاشقى بر كون نديد ، و جز بر روى خوب يوسف تغيّرى در كون نديد .
( 80 ) عشق و حسن از معدن صفات آمد ، و در لوح افعال حرف مشكلات ذات اندر آيات در سطوات [
b
29 ] قدس ذات فناست ، و عشق بر حسن در عين اللّه عين بقاست . اينست جواب مفلسان طامات . انصاف ازين حكيم در عشق است ، كه بيان كند مرغان را كه در آينهء كون حقّ بصفات عظمت و نور عزّت ذات تجلّى كند ، صدمات آن « 16 » نظام معرفت 1 و قوام محبّت شكند « 17 » . از آن خليل بعد از رؤيت ملكوت از سيّارگان سماوات برى گشت ، زيرا كه 2 در آن اثر جمال نبود ،
« رَبِّ أَرِنِي »
« 18 » گفت در پيرايهء قدرت ،
هامش
( 2 ) عاشقان : + فقيل له فى ذلك ، فقال هو قريب العهد بربهA( تكرار است ) .
( 16 ) صدمات آن . . . : ازين ببعد نسخهءAبا نسخهءGمقابله شده .
( 17 ) شكندG: بشكندA.
( 18 ) رب ارنىG: ارنىA، سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 262 .