( 71 ) خواجهء كائنات بدان محبّت خواست ، كه وراء آن حلاوت در آن زمان هيچ حلاوت نديد . گفت « اسألك بحبّك و حبّ من يحبّك و حبّ عمل يقرّبنى الى حبّك . » چون جمال قدم در شاهد حسن بجانش رسيد ، از غلبهء حسن آن رؤيت محبّت صرف پديد آمد در جان ؛ و در فضيلت صاحب حسن روايت كند أنس مالك از رسول [
b
26 ] - عليه افضل السّلام - قال « من رزق حسن صورة و حسن خلق و زوجة صالحة و سخاء نفس ، فقد اعطى خير الدنيا و الآخرة . »
( 72 ) و چنين نشان داد سيّد اهل نشان ، كه حسن و جمال و نيل و كمال و خلق و سخا و وفا هر كه يافت در اين جهان ، در آن جهان « 9 » آثار است ، و از معدن مقدّس اهل انس را انوار است . چون اين دولت يافت ، نور جمالش نار نسوزد ، و كلاه دولتش در كونين جز حقّ ندوزد ؛ زيرا كه از جهان بىضرر است و از عالم بىخطر ، صفات مجد دارد و سرمايهء وجد .
مجدش سالكان را منهاج و وجدش عاشقان را معراج .
( 73 ) قفص اين مرغ كس نشكند ، و بيخ اين گل زخمهء قهريّات برنكند ، چنانك گفت سيّد خافقين و ميزبان كونين و ميهمان
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 15 » - صلّى اللّه عليه و سلّم - « ما أحسن اللّه خلق رجل [
a
27 ] و خلقه فيطعمه النّار » هركه را اين عهد حسن دادند بنور قدّس مصطفى شد ، و به حلاوت انس مجتبى شد ، آدم ثانيش خوانند . چنانك گفت سيّد عالم « من آثار اللّه وجها حسنا ، و جعله فى موضع غير شأن له ، فهو من صفوة اللّه فى خلقه . »
هامش
( 9 ) در آن جهانA: شايد « در آن جهان او را » .
( 15 ) قاب قوسين : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9 .