كه نور جمالش از معدن جمال قدم بود ، هر كه را و هر چه را كه از آن نورى دادند ؛ درين جهان عاشقان را رياحينى است از باغ جمال و جلال احد ، در قرب از آن نور سايهء حسن بر من يزيد است ، چون از معدن دور افتد ، حسن نقصان گيرد .
( 76 ) هر كه را وجود لطيفتر « 5 » و جسم رقيقتر و جان شريفتر ، هيكل او از جواهر نورانى معدن ظاهرتر . در جمع اشياء از مستحسنات تأثير آن حسن است ، زيرا كه هر ذرّه از كون جانى از فعل حقّ دارد ، كه درو مباشر است بنعت صفت و تجلّى ذات ، على الخصوص اشياء مستحسن ، جز چشم يقين بين نه بيند ، هر چه اقرب بر معدن جمال ، بعهد عشق نزديكتر .
يقينى كه شير مرغزار « 10 » بهشت عقل و سناد « 11 » كوهسار [
b
28 ] فضل « 12 » ، از مادگى عشق هر چه تازه آمدى در باغ مقادير از نزد معشوق ، بسرعت آن را ببوسيدى و بر چشم نهادى .
( 77 ) بوسيدنش مباشرت روح بافعل قديم از شهوت عشق آمد ، بر ديده نهادش ، خواستن قرب قرب آمد . كما روى « انّ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - كان اذا رأى ( الورد ) قبّلها و وضعها على عينه ، و قال - عليه السّلام - : الورد الأحمر من بهاء اللّه . » حظّ چشم بجز چشم را نباشد ، زيرا كه به چشم از آن چشم آن چشم را مىديد ، زيرا كه چشم نهادى كه دريچهء جانست ، روح از آن دريچه عالم ملكوت مىبيند .
( 78 ) « و أنّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - برز الى المطر يوما ، فحشر ثوبه
هامش
( 5 ) لطيفتر : لطيفشA.
( 10 ) مرغزار : مرغ را ازA.
( 11 ) سناد : صتادAسناد بمعنى كرگدن است ( منتهى الارب ) تصحيح آقاى سيد جعفر شهيدى .
( 12 ) فضل ؟ : فصلA.