هر فصل - بشاهد آورده شده . به نظر مىرسد كه غالب رباعيات - در پايان هر فصل - از خود روزبهان باشد .
فصل و عنوان آن را به عربى آورده ، مثلا گويد : الفصل الرابع ، فى فضيلة المحبّين الذى يألفون الحسن و المستحسن و المحبوبين المستحسنين .
آوردن جملهها و عبارتهاى مسجّع از خصايص اين كتابست .
« حرّان رهينند ، سيّارگان سماوات يقيناند . جان حرّشان بندهء عشق است ، زانكه مرغان روحشان قفص جسم بشكست . در باغ عشق را بسر پيش شوند . درّ درياى عشق را بجان خويش شوند . ويرانكنان سراى طبيعتاند ، بيخودان راه حقيقتاند ، رخش دلشان جز بار محبّت نكشد ، لب جانشان جز شراب الفت نچشد . عشوهخران بىمقصود و استادان بىمزدوراند .
در ره عشق از افسردگى دوراند . . . » « 1 »
« در قامت او دلم را قيامتهاست ، در رؤيت جمال او نفسم را ديانتهاست ، در ره هجر او دلم را ولايتهاست ، در ميدان وصال او روحم را با چند عشق مبارزتهاست . » « 2 »
بنابراين اصولا نثر عبهر العاشقين نثرى است مرسل . مع هذا روزبهان مىكوشد كه مطالب بسيار را در عبارات اندك بگنجاند ، و بتعبير ادبى وى در « ايجاز » كوشاست : « گه جوهر طينت آدم را به آتش محبّت بسوزند .
گه با ترنّم نواى ازل بسازند ، گه در سكر ، گه در صحو ، گه در محو ؛ گهى در قبض ، گهى در بسط ، گهى در خوف ، گهى در رجا ، گهى در
هامش
( 1 ) - ص 52 .
( 2 ) - ص 26 .