و شايد موفق نشده است كه بار ديگر در آن تجديد نظر كند .
در چنين حالى ، آشكار است كه لفظ فداى معنى مىشود ، قواعد دستور زبان و فصاحت و بلاغت مهمل مىماند . اين است سرّ خردههايى كه ممكن است از لحاظ فنون ادبى بر مندرجات اين كتاب گرفت .
قافيهانديشم و دلدار من * گويدم منديش جز ديدار من
خوش نشين اى قافيهانديش من ! * قافيهء دولت تويى در پيش من
حرف چه بود تا تو انديشى از ان ؟ * حرف چه بود ؟ خار ديوار رزان
حرف و صوت و گفت را برهم زنم * تا كه بىاين هر سه با تو دم زنم « 1 » .
جملهها و عبارتها تاب معانى لطيف و نغز و دلكش روزبهان نمىآورد .
گفتار او همچون گلى است كه تا در دست بگيريد پرپر مىشود ، و يا چون مادهاى كيمياوى است كه به مجرد رسيدن اندك حرارت بخار گردد .
زبان او زبان احساسات است . زيبا و زيبايى را مىستايد و بهر دو عشق مىورزد .
2 . - لفظ :
در عبهر العاشقين ، آيات قرآن - گاه تمام آيه و گاه بخشى از آن - مكرّر به كار رفته است . احاديث قدسى و نبوى - مخصوصا احاديثى كه مورد استفاده و علاقهء صوفيانست - درين كتاب بسيار آمده است ، و حتى بعضى از آنها مكرّر شده است . امثال و حكم و كلمات بزرگان صوفيه - به عربى و فارسى - درين كتاب فراوانست « 2 » . اشعار عربى و فارسى « 3 » نيز مكرّر - مخصوصا در پايان
هامش
( 1 ) - مولوى . مثنوى چاپ نيكلسن ، دفتر اول ص 106 ؛ چاپ علاء الدوله ص 45 .
( 2 ) - رك . فهرست آيات و احاديث و امثال و حكم و اشعار ، در پايان كتاب حاضر .
( 3 ) - مخصوصا از اشعار سنائى شاهد آورده . رك . ص 101 ، 143 ، 144 ، 145 .