تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
( 102 ) در عزّت توحيد رنگ تشبيه نيست ، لكن عاشقان را ازين در قرب گزير نيست . امّا كرسى مستقرّ تجلّى سناء سبحات قدم است اهل ملكوت را ، و عرش و كرسى عبارت از عالم جبروت و ملكوتست . ملكوت بر جبروت قايم و جبروت بر حق قايم ، خود به خود تجلّى كند . بنگارد جبروت را بنور ذات ، و ملكوت را بنور صفات . آنگاه از خود بفعل نگرد ، و از فعل بعالم حقيقت استوا و نزول پيدا شود . اگر دانستى ، سرّ
« يُنَزِّلَ اللَّهُ »
گفتم ، و حقيقت استوا نمودم . پيش از ظهور مشاهدان قدم را نيست . مغرور مشو ، كه حق به حق مستويست . كون معدوم از قدم كيست ؟ صرف تجلّى بين ، كيف چه دانى ،
« هذا رَبِّي » *
« 10 » گوى چون معاينهء ذات بتوانى .

19 فصل ( در ضحك

« 14 » ( 103 ) ضحك در صفات اظهار رضوان اكبرست به وصف بشر در جمال قدم مشاهدان قدم را ، لكن تلبيس تجلّى است ، صلاة ظهور بقاست در مرآت حسن ، تلطّف كند بدين صفت بر اهل محبّت ، تا جانشان به حلاوت عطف سلب كند .
هامش
( 10 )هذا رَبِّي *: سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 76 ، 77 ، 78 ( 14 ) ضحك : اين عنوان درSMنيامده .