482 فصل ( فى الرواية 23 للحلّاج )
( 1193 ) از حسين روايت كنند كه « مرا خبر داد روح حيات ، و نور سمع و بصر انسان ، هر دو از قدم ، از غيب ، از اسم مبين ، از حقّ - جلّ جلاله - كه فرزند آدم هيچ عبادت نكند مرا بهتر از سجود در دلهاى زمين وقت زوال شب . »
( 1194 ) قال : روح حيات روح حيوانى خواهد كه بدان آدمى زنده است - و اللّه اعلم - يا روح ناطقه كه روح حيوانى به دو زنده است ؛ يا روح معرفت كه روح ناطقه به دو قايم است ، يا عقل كلّى كه روح « 11 » روح است ؛ يا فعل حقّ كه از صفت صادرست ، و بدان كون قايم است ؛ يا جبرئيل ، يا روح القدس ، يا آن ملك كه آن را « روح » خوانند
« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا . »
« 13 » امّا صحّت خاطرم درين ، معنى بروح ناطقه - كه ملك بدنست - اشارت كند « 14 » . او قول حقّ است ، از رسولان غيب شنود ، و از حقّ بىواسطه شنود ، چنانك بعضى گفتند « حدّثنى قلبى عن ربّى . »
( 1195 ) بنور سمع و بصر ، سمع و بصر ظاهر خواهد - و اللّه اعلم - زيرا كه از روح صادراند ، هر دو صفتاند او را معقول چنانست كه روح چراغ است در خانهء صورت ، ضوء او در روزنهء سمع و بصر
هامش
( 11 ) روح ناطقه . . . كه روحM: -S( 13 )يَوْمَ يَقُومُ . .: سورهء 78 ( النبأ ) آيهء 38
( 14 ) اما صحت . . . اشارت كندSM: اما صحة خاطرى فى ذلك فهى الروح الناطقةA