كه « 1 » چون تو بر فلك رفتى ؟ ابابيل از آسمان پياده شدند و كرّوبيان از مقام غيب سوى مقام معلوم پرناله شدند « 2 » . بقدم قدم چون گام برگيرى ، اى ماه بنى هاشم ! سفر قضا و قدر در عشق ازسرگيرى .
470 فصل ( فى شطح الحصرى أيضا )
( 1167 ) حصرى در شطح گويد كه « خواهيم كه در نماز بىنماز باشى ، و در روزه بىروزه « 8 » . طاعت رسم است ، حقيقت محو آن كند . »
( 1168 ) قال : يعنى اگر حقيقت طاعت خواهى ، در عبادت صانع قديم طاعت خود مبين ، تا بدان از معبود محجوب نشوى ، كه حقيقت پرستش محو گشتن است در رؤيت حقّ از رؤيت طاعت . نبينى كه مترائى هلال جلال چون نشان داد هلال جويان آسمان قدم را از دريچهء نماز : « تعبد اللّه كأنّك تراه » ؟ اگر خواهى كه از خود بازرهى ، زبان به ناز در راز بگشاى ، كه هم او از تو پيغام « 15 » به خود رساند ، و در ركاب مركب ازل بىاجل ترا دواند . چون او را بينى ، از بوى و رنگ دمدمه جستى ، و از دست جامگيران شياطين در باغ نماز رستى .
هامش
( 1 ) كه : نهSM- - ابابيل : ابلبا ( ؟ )SM( 2 ) و كروبيان . . . پرناله شدندS: -M( 8 ) خواهيم ( خواهىSM) كه . . . و در روزه ( و در روزSM) بىروزهSM: نريد أن تكون فى الصلاة بلا صلاة و فى الصيام بلا صيامA( 15 ) توS: -M