471 فصل ( فى شطح الحصرى أيضا )
( 1169 ) حصرى در شطح گويد كه « بر تو تعلّق افراد همّت نيست . خداوند را بندگان هستند كه بريشان نمانده است ذكر و نظر و طلب و شنيدن . زيادت و نقصان نگيرند . » « 6 »
( 1170 ) قال : خبر از قومى مستغرق داد كه در جمال حقّ مدهوشاند ، در سكر محبّت و إله ، ( از ) حقايق وجد بمقام فناشان رسيدهاند « 8 » ، بجناح ازل در بقا پراناند « 9 » . بجمال حقّ از مراقبه و ذكر و فكر و اعتبار و طلب و استراق سمع بازماندهاند . در بحر فيض جلالاند ، جهانى از عزّت جمال قدم كه ببرّ مطيعان و جفاء عاصيان زيادت و نقصان نشود -
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » *
« 12 »
« وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » *
« 11 » - بدايت ارادت راست ، و ارادت زيادت راست ، و اين مرتبهء « 13 » قربتست .
( 1171 ) هر كه به عين كلّ رسيد ، استقامت او بتجلّى و عرفان است ، نه به طاعت و عصيان . مهتر مرتبهداران نبوّت و آفتاب شرق عنايت - صلوات اللّه عليه - در تنزيه عنايت از علل چنين گفت كه « هر كه در بهشت « 14 » رود ، بعنايت رود ، نه به طاعت . » اى عاشق مفرّد در توحيد
هامش
( 6 ) نگيرند : نگيردSM( 9 ) خبر از قومى . . . پراناندSM: أخبر عن قوم مستغرقين فى جمال الحق ، مدهوشين فى سكر محبته ، واجدين حقايق الفناء ، طائرين فى الأزل بأجنحة البقاءA( 8 ) رسيدهاند : رسيدنSM( 12 )ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ . . *: سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 59 و ديگر
( 11 )وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ . . *: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 99 و ديگر
( 13 ) مرتبهSM: مراتبA( 14 ) هر كه در بهشت . . : نه به طاعتSM: من دخل الجنة دخل بالعناية لا بالطاعةA