تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
و نه آخريان ، نه اجرام و نه اجسام ، نه ارواح و نه اقطار ، نه شواهد و نه مكان ، نه جهات از عرش تا بثرى ؛ نزد قدم علمش سرگردان‌اند . ندانست كه آدم فعل حقّ است ، و فعل او « 3 » مرآة اوست « 4 » . اگر در مرآة نگاه كردى ، او را بعيان بديدى ، چنانك گفتند « ما نظرت الى شىء الا و رأيت اللّه فيه . »

345 فصل ( فى القطعة 5 من طاسين الأزل و الالتباس )

( 988 ) گفت « در بحر كبريا افتاد ، نابينا شد . گفت : مرا راه نيست به غير تو ، كه من محبّى ذليل‌ام . » ( 989 ) قال : راست گفت غريب كه ابليس از رؤيت عين درافتاد . چون غير ديد ، غير نيست ؛ ابليس غير بود ! به خود محجوب شد ، از تقديس بازماند . چون گفت « من محبّى ذليل‌ام » ، اگر ذليل بودى ، بر آدم تكبّر نكردى . بدين سخن بگريخت از امر حقّ بمراد خود .

346 فصل ( فى القطعة 6 من طاسين الأزل و الالتباس )

( 990 ) غريب گفت در حقّ او كه « ابا كرد و تكبّر كرد . پشت
هامش
( 3 ) اوS: -M( 4 ) مرآة اوست : مرقاة اوستSMمرآتهA