تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
كرد ، يا « 1 » برو غالب شود عين . » ( 949 ) قال : معنى اين سخن - و اللّه اعلم - اشارت بدان قوسين كه آن دو چيزست ، كه از يكديگر مباينست ، كه ميان آن « بين » گويند « و أين » . چون حقّ خواست كه مهتر را بعيان عيان رساند ، بقوس ازل و ( قوس ) ابد - كه از علّت أين و بين منزّهست - اينيّت و حيثيّت بينداخت . آنگه نزديكش كرد به عين نزديك عين ، يعنى آنگه كه قوسين نيز بينداخت ، كه از ازل و ابد نام دارد ، و سهمين كه « دنوّ » و « مقام » نام دارد ، -
« دَنا فَتَدَلَّى »
« 8 » گويند - او را از قرب قرب برگرفت . چون أين و بين و علّت و حوادث و أفعال و كواين و حرف و ملكوت و جبروت از راه بيرون رفت ، مهتر را از وصف بذات رسانيد ، و از ذات به صفت .

334 فصل ( فى القطعة 11 من طاسين النقطة )

( 950 ) حسين گفت « ظن نبردم كه فهم كند كلام ما جز آن‌كس كه بقوس ثانى رسيد . » ( 951 ) قال : قوس ثانى دون لوح است ، يعنى هر كه بقوس ثانى رسيد ، در صورت كون نيست . قوس ثانى قرب قرب است ، و دنوّ
هامش
( 1 ) يا : تاSMأوA( 8 )دَنا فَتَدَلَّى: سورهء 53 أيضا آيهء 8