( دنوّ ) . اهل دنوّ دنوّ بكلمات لوح محفوظ كه اصطلاح عموم است ، سخن نگويند « 2 » .
335 فصل ( فى القطعة 12 من طاسين النقطة )
( 952 ) گفت « صاحب قوس ثانى را حروفى چند هست ، نه اين حرفهاى عربى و عجمى . آن يك حرف واحدست و آن ميم است . »
( 953 ) قال - و اللّه اعلم - كه بدان حرف ميم
« ما أَوْحى »
« 8 » خواهد ، كه حقّ مبهم كرد ( ميم )
« ما أَوْحى »
« 9 » و سرّ او از جميع خلايق الا اهل دنوّ ، كه بدان گاهگاه سخن گويند در اسرار . نبينى كه چون حقّ سرّ نگاه داشت ؟ گفت « فأوحى الى عبده ما أوحى » . سرّ آن رمز در ميم
« ما أَوْحى »
پيدا نكرد . هرگز مهتر - عليه السّلام - از آن اسرار با هيچ بشر نگفت . دانست كه قامت كون بار او نكشد ، و ارواح و اجسام در سرعت طلب از آن مشارب و آن مناهل هيچ ذرّه نچشد . مقام محمود بود . حواشى آن بحار مرغان جانكش راست .
از آن گاهگاه از اصدف اصداف حواصل لؤلؤ « أنا الحقّ » و « سبحانى » بيرون اندازند .
هامش
( 2 ) و دنو ( دنو ) . . . سخن نگويندSM: و دنو الدنو ، و أهل دنو الدنو لم يتكلم بحروف اللوح المصطلحة للعمومA( 9 ) ( ميم ) ما أوحى : فأبهم الحق ميم ما أوحىA( 8 ) ( ، 9 ، 11 و 12 )ما أَوْحى . .: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 10