تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
شما مرا در ديوان عبوديّت مىطلبيد . » رجوع از حقّ بخلق سقوط سرّست از ربّ بمربوب . اين حديث شيوهء سرّ « لى مع اللّه وقت » است ، و حقيقت
« ما زاغَ الْبَصَرُ . »
« 3 » ( 783 ) درين رمز اشارتى ديگرست بس گرانمايه ، يعنى : من غايب‌ام در مستقرّات اتّحاد ، مواقع سيّارات سماوات « 5 » قدم شدم ، و مطالع اقمار « 6 » ازليّات ، حقّ از من بخلق تجلّى مىكند . مرا فنا كرد از من و از رسوم من . مرا باقى كرد ببقاء خويش . حقّ را فراموش كردم از غلبهء سلطنت كبريايش . آنگه گفتم « أنا الحقّ . » چون من من باشم ، به رؤيت غير چون گويم ؟ آنگه رؤيت غير غير است . غير نيست بعد از محو از مرسومات و اتّصاف به ازليّات . اين معنى جمله تحت دو حرف است از رموز « 11 » مصطفى - صلوات اللّه عليه و آله - . چون گفت « تخلّقوا بأخلاق اللّه » ، كلّ را نفى كرد نزد كلّيّت حقّ . رسم طرف محدثات ببريد نزد ظهور جمال ذو الجلالى .

270 فصل ( فى الشطحيّة 40 للحلّاج )

( 784 ) حسين منصور گويد در معاملات كلمه به عبارت شطح كه « در دنيا هيچ حرفت نيست نيكوتر از گدائى كردن . » ( 785 ) قال : يعنى بر صوفيان دريوزه كردن نيكوست . اين سخن در مقام سؤال و أدب اين معنى گفته است ، يعنى : هيچ نيست
هامش
( 3 )ما زاغَ الْبَصَرُ: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 17 ( 5 ) سماواتA: شموسSM( 6 ) اقمارSM: شموسA( 11 ) رموزM: رمزS