چون پردهء فعل از جمالش برداشت ، ستر ملكوت كشف شد . جملهء كرّوبيان آن مهتر را سجود كردند ، زيرا كه نور قدم از پيشانيش ساطع بود .
« مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ »
« 3 » و آيت
« فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ . » *
« 4 »
( 779 ) و نيز شاهد عرايس ملكوت ، و يوسف نخاسخانهء جبروت ، آدم صورت عالم صفت ، محمّد مصطفى - صلوات اللّه عليه و آله - درين معنى اشارت كند از مقام عشق التباسى و معاينهء عين جمع كه « خلق اللّه آدم على صورته . » و هم بدان صفت حقّ او را تجلّى كرد در مقام عشق بنعت التباس از قدم در فعل . گفت « رأيت ربّى فى أحسن صورة . » و تشابه بسى است ؛ عارف را « 10 » بدين صفات نيكو كسى است از براى خوشدلى « 11 » عارفان . از صورهء مستحسنه و نفس قايمه بنعت تجلّى ظاهر مىشود ، و از شجره ندا مىكند ، و كوه را تجلّى مىكند .
اگر نه ، در مشهد توحيد نزد صدمات قدم قهرش و سطوات سلطان كبريايش از عرش تا بثرى ، كم از خردليست هفتاد هزار بار ، چنانك سيّد مفتقران عشق گفت در بازار توحيد بمشهد تنزيه - عليه السّلام - « الكون فى يمين الرحمن أقلّ من خردلة . »
( 780 ) جانا ! تو بنگر كه چون مقام حسن شهود باشد ، از راه انبساط قدس قدم بجلال ازليّت از يك ورق گل چنان تجلّى كند ،
هامش
( 3 )مَثَلُ نُورِهِ . .: سورهء 24 ( النور ) آيهء 35
( 4 )فَقَعُوا . . *: سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29 و سورهء 38 ( ص ) آيهء 72
( 10 ) عارف را : عارفSM( 11 ) خوشدلى : خويشدلىSM