تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
كرد ، متلاشى شدند . هستشان كرد ، ذليل شدند . راهشان نمود ، طلب گمراهى كردند . گمشان كردند ، ايشان را ببست بشواهد خود . مشتاق شدند ، ايشان را بأوصاف خود از نعت ايشان بربود . عجب از ايشان : واصلانند ، گوئى كه منقطعان‌اند . شاهدان‌اند ، گوئى كه غايبان‌اند . اشكال ايشان بر ايشان ظاهر شد ، و احوال ايشان بر ايشان پنهان . » ( 721 ) قال : درين فصل حقايق توحيد و نعت شواهد موحّدان وصف كرد . ياد كرد محجوبان را به خود از حقّ . از خود و سرّ مقام خود خبر داد . ناسوتيّت و روحانيّت را شرح داد ؛ پيدا كرد كه در ملكوت حقّ چون باشد . آنچ از دقّت نظر خود و ادراك و فهم و علم خبر داد ، و قلّهء عرفان خلق آن را ، علم حقّ مىخواست ، و آنچ برو پيدا شد از جمال و جلال حقّ و نور غيب او ، آنگه « 12 » به خود اضافت كرد . كلام انبساط است ، چنانك گويد عامى : الهى تو آن منى ! ليكن الحقّ للحقّ و لا خلق . امّا چون از انوار قدم مرآت كواشف غيب بيند ، دوئى نداند . « 14 » راست گويد او را كه دريابد ، چون آسمان قدم مطالع شرق ازل را مشاهد است . آنجا بنگر حديث سرمايه‌دار عشق ، كاروان‌سالار آدم و من دونه ، كه چون مىگويد « لست كأحدكم أنا أنا و لا نعت . » از آن است كه ناسوت در روح ملكوتش غرق شد . آنگه وصف نماند .
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي . »
« 19 » بنفس محجوب بود ، چون با نفس بود .
هامش
( 12 ) او آنگهS: به خود آنكهM( 14 ) نداند : ندانندSM( 19 )قُلِ الرُّوحُ . .: سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 87