تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
آيت
« وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ »
« 1 » خوانند ، و از راه اتّحاد
« إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ »
« 2 » دانند . سنگ در مصلوب عشق چه اندازى ، كه در عشق فتوى قرآن نيست ؟ كشتهء كه در ازل زخم قهر بو يحيى ندارد ، تو او را چه كشى ؟ خامهء كلك مزوّر متراش ، چون در سطر وحدت حرف عشق ندانى . از طينت آدم بيرون رفت قارى
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ »
. « 5 » يا آن چنان نفس از كيمياگرى فعل مشبّه بعيسى در رنگ شبه از عيسى بازنشناسند « 7 » ، و عيسى به طناب عصمت از روزن جان بصحن سماء اتّحاد كشيدند ؛ جز رسول را چه كشى ؟
« وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ . »
« 9 » ( 691 ) قال : حسين طوطى و كر كبرياء الحان بود . آن گل « 10 » خلق بلبل ازل از چمن شمشاد صفت بود . ترنگى كه از زخمهء موسيقار ازل برخاست ، جز گوشى « أنا الحقّ » نشنيد . ما را چه غم است ، اگر تو گوى وشاقان بارگاه جلال ربوبيّت را نشناسى ؟ تركى كه بنفس انائيّت خلوت‌خانهء ملكوتيان آشوب دهد ، بر آن خوان طعمهء باز عشق صعوهء ارادت بخورد . از كاس « سبحانى » شراب وحدت جز شاه بسطام نكشد . بيت
مى خور كه غمها مىكشد * اندوه مردان مىكشد
در راه رستم « 18 » كى كشد * جز رخش رخت رستم
هامش
( 1 )وَ قَطَّعْنَ . .: ايضا ، آيهء 31 ( 2 )إِنَّ هذا . . *: ايضا ، آيهء 31 ( 5 )وَ عَلَّمَ آدَمَ. سورهء 2 ( البقرة ) آية 29 ( 7 ) نشناسند : نشناسدSM( 9 )وَ ما قَتَلُوهُ . .: سورهء 4 ( النساء ) آيهء 156 ( 10 ) آن گل : انكلىSM( 18 ) : در راه رستم . . . رستم . . . رستمS: جز رخش رخت رستم ، در راه رستم كى كشدM