عارف خبر داد . حكمتى شريف بيان كرد ، گفت : محلّ سرّ ربوبيّت از صورت آدم دل است ، و محلّ فعل كلّ ميان آن هر دو منظر روح بيافريد . اثر
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ »
« 3 » و « انّى لأجد نفس الرّحمن » آن را انفاس روح كرد . « معرفت در دل » ، يعنى در محلّ عقل ، و « توحيد در سرّ » يعنى در حقيقت لطيفهء روح آن نفس كه « نفس الرحمن » است ، كه عارفانش جريان افعال خاصّ قدمى از مصدر قدم گويند .
در مهبّ رياض دل كه بأنوار معرفت برگذرد ، و عالم اسرار بر سلطنت توحيد بيند ، آن نفس با سرّ توحيد و معرفت ممتزج شود .
( 688 ) از حدّت تجلّى بعالم صفات صعود كند . شادروان قدم مشك صفات ذات بيفشاند « 10 » . آن نفس كه رياح نيران محبّت است ، بمشاهده و طيّب وصال مطيّب كند . از مضيق جان خليل آوه كند ، زيرا كه در كنگرهء كالبد صورت محلّ بسط خود نبيند . فلق نور ناطقه سرّ
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
« 13 »
« وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها »
« 14 » بيندازد . هر كه در زوايا غيب به مهر مراقبت بيند ، هم چون مريم از دم روح القدس بعيسى عشقش آبستن كند . نبينى كه مهاركش قطار مطايا اسرار محامل انوار قدم در شاهراه عدم - عليه السّلام - چون نفخات تجلّى را از سوى قرن أويس « 17 » متعرّض بود ؟ گفت « انّى لأجد نفس الرّحمن من قبل اليمن . » صاحب قرن أويس بود ، كه در مهمهء حضيض قاف قدم و إله جلال ابد بود . هران نفسى كه چنين برنيابد « 19 » ، بوى طيب وصال نشنيده است .
هامش
( 3 )وَ نَفَخْتُ . .: سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29
( 10 ) بعالم صفات . . . بيفشاندM: -S( 13 )وَ نَفَخْتُ . .: سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 29
( 14 )وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها: سورة 4 ( النساء ) آيهء 169
( 17 ) اويسS: -M( 19 ) ؟ ؟ ؟ نيابدS: -M