اوست و دانهء « 1 » جوهرست از بهشت ؛ يا حجر اسود ، يا اسماعيل - عليه السلام - يا انس حقّ كه در كعبه است ، يا قطب - عليه السلام - كه پيوسته در حرم است ، و او رئيس ابدال است . يا خضر - عليه السلام - يا سيّد زوّار كعبهء قدم ، شاهنشاه مسند « 4 » كرسى ازل ، اخطب خطباء مهاد كرسى ، افصح فصحاء زباندانان عرش ، آنك در لامكان مكانش خواند ، و در كان كان بود « 6 » ، محمّد مصطفى - صلوات اللّه عليه . -
( 666 ) حقّ گويد : نجباء صدّيقان را لمحات تجلّيست در قبض ارواح ايشان از حقّ . بهر لمحهئى روح « 8 » صدّيقى ( بستاند ، و ديگرى را ) بنشاند بجاى او درين عالم از عاشقان . خواجهء جان سخندان - عليه السلام - چنين اشارت كرده است در عبارات نبوى . چون در آن خليفه حقّ نظر كند ، او را برگزيند . بعد از آن هر كه او را بيند ، دوست دارد ؛ بپذيردش « 12 » ، و اگر بيشتر از هفتاد هزار باشند . همچنين خبردار طوطى ملك قدم - صلوات اللّه عليه - گفت « به شفاعت يكى از امّت من هفتاد هزار در بهشت روند بىحساب ، و اويس قرنى آن مشفّع است . »
222 فصل ( فى أدلّة اسناد حسين بن منصور الحلّاج )
( 667 ) تا بدين جاى بود اسناد الهامى حسين بن منصور الحلّاج « 17 »
هامش
( 1 ) و دانه : دانهSMو هى جوهرة من الجنةA( 4 ) مسندA: و مسندSM( 6 ) و دركان كان بودS: و در كان كان كان بودMو هو كان فى كانA( 8 ) بهر لمحهئى روح . . : هر لمحهاى و روح . . .SMيقبض بكل لمحة روح صديق و يستخلف بدله فى العالم آخرA( 12 ) بپذيردش : بپذيرندشSM( 17 ) اسناد حسين بن منصور الحلاج : اسنادهSM