تا روز نشر . هر كه نور توحيد در صنعت فريد قديم او را كشف كردند ، اسم باسم بيافت ، ببقاء ديموميّت رسيد ، بعد از فناء حيات حدثى .
قال اللّه تعالى
« رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ . »
« 3 »
220 فصل ( فى الرواية 21 للحلّاج )
( 660 ) حسين روايت كند « از هلال يمانى ، از طاير ميمون ، از جندرهء ملك ، از نشر نشور ، از صورت جود ، از نور ثابت ، از وجود ، از زبان غيب لطيف ، از حقّ - جلّ جلاله - كه مراد من از جميع بندگان من تسبيح من است به فكرت و ذكر و طاعت من ، به صنعت و شكر من ، و محبّت « 11 » من بجميع انوار
( 661 ) قال : بهلال يمانى ماه نو خواهد ، كه هر ماهى به آخر ظاهر شود ؛ يا كعبه ، يا حكمت يمانى ، يا اويس قرنى ، يا آن نور كه در ميان چشم جبرئيل است - عليه السلام - همچنين در حديث مرفوع است . يا قمر تلبّس فعل كه در آن تجلّى صفت پيدا مىشود ؛ يا غمامهء كه از جانب يمن به صورت هلال پيدا مىشود در همه وقت مكاشفان را ؛ يا آن ملك كه از يمين كعبه بانگ كند بنداء خاص اسماع حاضران را ؛ يا روح ، يا قلب ، يا عقل ، يا مصطفى - صلوات اللّه عليه . - واقعه معنى اوّل است . « 19 » طاير ميمون هدهد سليمان است « 18 » - عليه السلام -
هامش
( 3 )رَفِيعُ الدَّرَجاتِ . .: سورهء 40 ( المؤمن ) آيهء 15
( 11 ) و محبت : يا محبتSMو محبتىA( 19 ) واقعه معنى اول استSM: ما وقع لى فهو الاA( 18 ) است : -SM