عالم غريب ، قتيل سيف غيرت قربان عاشقان تصوّف - رحمة اللّه عليه . - به قدر وسع خاطر رنجوران را شرحى گفتم ، و نمودجى از قماطير خزاين قلب مخمّر بسرّ نور الهام و برهان بلسان عرفان شرحى كردم . صواب درين معنى از ارشاد « 4 » رشد و توفيق حقّ است ، و خطا و زلل از جهل و نايافت اين كمترست . و آنچ توانستم در اثناى سخن ، مشكلات اسناد را و معانى خبر را شواهد شرعى نبذهء بيان كردم . و بدان زبان منكر بستم ، تا اگر از سر جهل گويد كه حسين منصور درين معنى دعوى نبوّت مىكرد ، احكام نبوّت فرا پيش داريم ، و از شواهد شرعى آن حقايق را أدلّه آورديم . نه ! حقّ - سبحانه و تعالى - جاحدان ولايت را لطمهء امر زد ، تا از رقدت « 10 » غفلت بيدار كند ؛ بيان كرد كه هر ذرهئى در كائنات از عرش تا بثرى زبانى دارد از حقيقت ، كه بدان زبان جلال قديم را تسبيح و تمجيد گويد . قال اللّه تعالى
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ . »
« 12 » اين زبان از يافت معرفتست ، و از حقّ اهل حقايق را خطابست ، تا از واقعات غيب در دل ايشان چه صادر خواهد شد ، خصوص راست ، نه عموم « 15 » ، چنانچه گفت
« وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
. « 16 »
( 668 ) درست است در حديث كه خواصّ صحابه - رضى اللّه عنهم - آن تسبيح مىشنيدند ، و حقيقت آن مىدانستند . سلمان گفت - رضى اللّه عنه - كه « ما تسبيح « 18 » قصعه و حصا مىشنيديم . » حق سبحانه در
هامش
( 4 ) از ارشادS: از آن ارشادM( 10 ) رقدتS: قدرتM( 12 )وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ . .: سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 44
( 15 ) خصوص راست نه عمومSM: للخواص دون جمهور الخلائقA( 16 )وَ لكِنْ لا(لا: -SM)تَفْقَهُونَ . .: سورهء 17 ايضا ، آيهء 44
( 18 ) ما تسبيح . . : نسمع تسبيح القصعة و الحصىA